تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
البته مشكل و شدت اين مبارزه در بريتانيا هم كمتر از جاهاى ديگر نبود . در تاريخ آزادى در انگلستان به « قرون وسطى » برنمىگرديم ، زيرا در آن قرون در انگلستان ملتى وجود نداشت . بلكه در آن دوران ، در آن سرزمين دهقانان برده‌اى ، در خدمت طبقه واحدى كه همان طبقه نجباء و اشراف بود ، به‌سر مىبردند و اين اشتباه است كه ما انقلاب 1215 را ، با اينكه بذر تأسيس پارلمان در انگلستان را پاشيد ، يك « انقلاب انگليسى » اصيل بناميم . چرا كه اين انقلاب را فقط نجبا و اشراف به‌وجود آوردند كه منافع بيشتر و امتيازات وسيعترى به‌دست 2 آورند . اما دهقانان و كشاورزان كه در آينده ملت انگليس را تشكيل مىدادند ، در اين انقلاب اشراف كوچكترين دخالتى نداشتند و براى آنان هم از اين انقلاب سودى عايد نشد . و به همين علت بايد ما منتظر قرن شانزدهم باشيم تا ببينيم كه چگونه در سايه پيشرفت شهرها و توسعه و گسترش كارخانه‌ها و تجارتخانه‌ها ، و در نتيجه پيدايش طبقه‌اى از خرده مالكان ، و همچنين در اثر نهضت فكرى و علمى كه پرتو خود را كم‌كم در جزاير بريتانيا مىافكند ، « ملت انگليس » به‌وجود آمد ! . از پديده‌هاى اين دوران ، آن بود كه گروه بسيارى از افراد توده انگليسى به مذهب لوتر گرويدند كه به آزادى انديشه و اعتقاد ، نسبت به آنچه مردم آن را دارند ، دعوت مىكرد ، چنان كه احساس كردند كه ملت را حقوقى است كه بايد در زير پاى طبقه حاكمه لگدمال و نابود نگردد . البته ملكه « مارى تودور » از اينكه مردم در سرزمين او از كلمات
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 679 | جورج جرداق / خسرو شاهى