داستان آزادى در انگلستان
* هر شعله آتشى را كه روشن مىكنيد و با آن مردان آزاده را مىسوزانيد ، بهزودى مشعل بزرگى خواهد شد كه راه آزادى بشر را روشن خواهد نمود .
يك « اسقف » انگليسى
* من در راه آزادى خود ، از شكنجه باك ندارم .
يك « گمراه ! » انگليسى
* در همين دوران ، سه شخصيت بزرگ و جاودان عالم بشرى ظهور كردند . ويليام شكسپير ، شاعر بزرگ و افتخار زبان انگليسى ، كرامول ، سياستمدار و آزاديخواه و بالاخره ميلتون كه بزرگترين سراينده و ستايشگر آزادى بود .
ما همين داستان را در تاريخ جديد انگلستان مىخوانيم . در آن روز كه تشريفات و مراسم دينى و فئوداليسم با نيروهاى جنبش و بيدارى كه عوامل بىشمار پيشرفت و ترقى آن را بهوجود آورده بود به مبارزه برخاستند همين داستان تكرار شد و