عمومى مردم از وضع پاپها و كشيشان و پول جمعكردن و خوشگذرانى آنان ، خواستار اصلاحاتى در بعضى از زمينههاى بهاصطلاح مذهبى گرديد ولى حتى در اين مورد هم دچار اشتباهات و تناقضاتى شد .
واقعاً جاى تعجب است كه « لوتر » از كسانى توقع دارد بهاصلاحات مذهبى بپردازند كه خودشان پيوند ناگسستنى با مذهب ساختگى مسيحيگرى و دستگاه پاپ دارند . وى در رساله موسوم به « اعمال نيك » مىنويسد :
« اما اين بهترين طريقه تنها علاج است كه شاهان ، شاهزادگان و اشراف ، در شهرها و جامعهها خودشان اصلاحات مذهبى را آغاز كنند و راه اصلاح را بگشايند تا اسقفها و كشيشان هم كه اكنون از اصلاحات مذهبى واهمه دارند ، از ايشان پيروى نمايند » « 1 » .
و از طرفى لوتر از لحاظ سياسى بهنظام موجود ايمان داشت و مردم را بهاطاعت مطلق از سيستم حكومتى كه در آن دوران بر سر كار بود ، دعوت مىنمود و مثلًا مىنوشت : « براى هر كس كه مؤمن بهدين مسيح باشد شايسته و عاقلانه نيست كه بر ضد حكومت اقدام كند ، اعم از آنكه حكومت عادل باشد يا غيرعادل . كارى بهتر از آن نيست كه نسبت به تمام اشخاصى كه ما فوق ما قرار گرفتهاند مطيع و خدمتگذار باشيم ! به همين سبب عدم اطاعت گناهى است عظيمتر از قتل و بىعفتى و دزدى و خيانت در امانت و امثال آنها . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . ترجمه رساله مزبور به انگليسى بهوسيله لامبرت . از انتشاراتekreWج 6 ، ص 258
( 2 ) . رساله « اعمال نيك » ، ترجمه لامبرت ، ج 2 ، ص 250