برچيد ، ولى از نظر ما ارزيابى يك نهضت وقتى صحيح و كامل خواهد بود كه نتيجه كلى بهدست آمده از آن را بدانيم كه چه بوده و تا چه حدى در راه منافع تودهها بوده است ؟
تنها الغاء بعضى از افسانههاى موهوم مسيحيگرى ، و تنها مخالفت با قدرت پاپ و ايجاد فرقه جديد ، نمىتواند به رفورم لوتر آن ارجى را بدهد كه ما آن را در زمره يكى از « بزرگترين » نهضتها بشماريم ! و البته ما اين اقدامات لوتر را مىستاييم ولى تقويت سلطه اشراف و اميران بهوسيله او را نمىتوانيم ناديده انگاريم و تقبيح نكنيم ! .
« لوتر آن چنان سازمانى به كليساى پروتستان داد كه بهصورت وسيلهء جديدى براى تقويت سلطهء اميران درآمد . در هر يك از اميرنشينهاى آلمانى ، اميران رئيس كليسا شناخته شدند و بولتن مخصوصى كه مسائل كليسايى را نشر مىكرد در زير فرمان آنان قرار داشت و نيز سرپرستهاى مذهبى را كه خود مستخدم حكومت بودند ، مأموران ويژهاى مراقبت مىكردند و اين مبلغان مذهبى وظيفه داشتند مردم را طبق دستورهاى رؤساى خود راهنمايى كنند . . . ! » « 1 »
و بدين ترتيب كليساى پروتستان ، چه فرقى با كليساى كاتوليك پيدا كرد ؟ جز آنكه بهجاى « پاپ » جناب « لوتر » نشست ! و فرقهاى بر هزار و يك فرقهء مسيحى افزوده گشت .
به دنبال اصلاح مذهبى ! لوتر ، دهقانان بهخيال آنكه اين اقدام بهسود آنان خواهد بود ، خواستار حقوق از بينرفته خود شدند و به همين منظور شورشها در آلمان بهوقوع پيوست .
هامش
( 1 ) . تاريخ قرون وسطى ، ترجمه انصارى و مؤمنى ، ص 158