قيام لوتر صرفاً جنبه رفورم مذهبى داشت ، او بهخاطر دمكراسى و آزادى توده از يوغ استبداد و خودكامگى برنخاست و در اين زمينه او را نمىتوان يك فرد انقلابى ناميد . و چنان كه مؤلف در مقدمه بحث خود اشاره كرد ، اقدامات او حتى به اندازه « ساوونارولا » هم تأثيرى در آزادى توده مردم نداشت .
بهطور كلى لوتر قبل از هر چيز يك ناسيوناليست بود ، و خود را « پيامبر آلمانها » مىناميد و در آن هنگام كه از « آلمانها » سخن مىگفت ، احساس عميق ميهنى او بر هر كسى آشكار مىشد . لوتر درباره كليساى بزرگ « سنپير » كه در « رم » با پول آلمانها ساخته مىشد گفت :
« پول و درآمد تمام جهان مسيحيت براى ساختن اين كليساى سيرى ناپذير صرف مىشود . . . ديرى نخواهد گذشت كه همه كليساها و قصرها و باروها و پلهاى رم را با پول ما خواهند ساخت . . . كليساى سنپير براى ما ضرورتى ندارد . ما آلمانها از كليساى سنپير بهرهاى نمىبريم . . . چرا پاپ آن را با پول خود نمىسازد ؟ وى كه از كرسوس ثروتمندتر است و بهتر از آن اين است كه سنپير را بفروشد و بهايش را ميان مستمندانى كه آمرزش فروشان آه در بساطشان نگذاردهاند ، انفاق كند . اگر پاپ مىدانست كه آمرزش فروشان چگونه شيره زندگى مردم را مىمكند ترجيح مىداد كه سنپير بسوزد و آن را با خون و پوست پيروانش بهپايان نرساند » « 1 » .
لوتر به جهت اوضاع خاص زمان خود و با استفاده از انزجار
هامش
( 1 ) . مارتين لوتر از « هرى امرسون فاسد يك » صص 58 - 59