تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
بيمارىهاى واگير و نابودكننده در شهر شيوع يافت و در واقع « ليدن » به‌شكل دوزخ غيرقابل تحملى درآمد ، ولى مردم آن همچنان استقامت ورزيده و بهاى آزادى را با مرگ مىپرداختند « 1 » و داستان اين مردم در دفاع شرافتمندانه و بزرگشان از آزادى و در نشان‌دادن انگيزه انسان و بشريت جديد به‌خاطر آزادى و رهايى از هر گونه بردگى ، چقدر جالب و زيباست ! . ساكنين ليدن با پيش گرفتن شكل جديد نبرد در مقابل دشمنان آزادى ، صفحه نوين و قاطعى در تاريخ مبارزاتشان و در تاريخ انسان
هامش
( 1 ) . « جان الدر » در كتاب خود وضع شهر را چنين توصيف مىكند : « . . . كار به‌جايى رسيد كه مردم هر چه به دستشان مىافتاد از سگ گرفته تا گربه و برگ درختان و علف مىخوردند و عده بىشمارى از مردم از گرسنگى تلف مىشدند ، طاعون در مملكت پيدا شد . . . مردم به‌دور شهردار حلقه زدند و از او تسليم شهر را خواستار شدند شهردار به آن جماعت گفت : « من عهد كرده‌ام شهر را حفظ كنم ، خداوند به من قدرت و توفيق عطا كند كه بتوانم به عهد خود وفا كنم مرگ يك دفعه است ، خواه به دست شما بميرم يا به‌دست دشمن يا به‌اراده خدا . من مىدانم كه اگر از اين وضعيت نجات پيدا نكنيم به‌زودى از گرسنگى خواهيم مرد ، ولى مردن از گرسنگى بر مرگ بىشرمانه ترجيح دارد ، تهديدهاى شما مرا از جا تكان نخواهد داد ، زندگى من در دست شما است ، اينست شمشير من ، اين شمشير را برداريد و در قلب من فرو كنيد و گوشت مرا پاره‌پاره كرده و در ميان خود تقسيم كنيد ، جسد مرا ببريد تا رفع گرسنگى شما بشود ، ولى تا من زنده‌ام ، انتظار تسليم‌شدن از من نداشته باشيد : شجاعت و پردلى وى روح تازه‌اى در آن مردم دميد و تصميم گرفتند كه بجنگند . . . » ( از كتاب تاريخ اصلاحات كليسا ، صص 165 - 166 ) . * * * در عصر ما و در كشور مؤلف لبنان مسيحيان مردم مسلمان فلسطينى را در تل‌زعتر 48 روز تمام محاصره كردند و بىرحمانه هر جنبنده را با تير زدند و آنهايى كه از گرسنگى و تشنگى نجات يافتند ، به‌دست مسيحيان قتل‌عام شدند . آرى اين جنايت ضدبشرى ، به‌كمك و يارى امضاكنندگان اعلاميه حقوق بشر و به‌دست مسيحيان و به فتواى « اسقف شربل » و در عصر ما و به سال 1355 شمسى در قلب بيروت به‌وضوع پيوست . . . ! گويى كه هيچ فاجعه‌اى رخ نداده است ! م