همين طرفدارى بىچونوچرا از حكومت و زمامداران وقت باعث گرديد كليساهاى لوتران آلت اجراى مقاصد سياسى دولت و محكوم به حكم نيروهاى سياسى گرديدند و « در واقع كليساهاى مزبور صورت شعبى از ادارات و مؤسسات دولتى پيدا كردند . تأكيد لوتر در اينكه مذهب امرى كاملًا درونى و مربوط به باطن انسان است و فرضيه اطاعت مطلق وى ، موجب ظهور و تقويت يك نوع حس سكوت و خاموشى و رضا و تسليم در مردم نسبت به قدرت دنيوى گرديد و قدرت دولت در نتيجه اين نوع تبليغ افزون گرديد » « 1 » . دولتى كه مىبايست مبارزه بر ضد آن ، در سرلوحه برنامه اصلاحطلبى لوتر قرار مىگرفت ! . . .
* * * آقاى جى . بى . بارى در كتاب خود ضمن ارزيابى مسئله رفورماسيون - اصلاح مذهبى لوتر مىنويسد : « انقلابى كه بهوسيله لوتر برپا شد در واقع نتيجه و اثر انقلاب انديشه بر ضد شرايع دينى مسيحى نبود ، بلكه فقط نتيجه احساسات ضدمذهبى دامنهدارى بود كه در اثر طرز وصول پولهايى كه از طرف مقامات روحانى بهويژه بهعنوان فروش بخشايش بهجبر و عنف از مردم اخذ مىشد ، بهوجود آمده بود .
تصور اينكه رفورماسيون موجب استقرار آزادى مذهبى و حق قضاوت فردى شده اشتباه كودكانهاى است ولى متأسفانه بسيارى از مردم كه به مطالعهء سطحى مىپردازند در اين اشتباه باقى هستند .
هامش
( 1 ) . تاريخ فلسفه سياسى از دكتر پازارگاد ، چاپ دوم ، ج 2 ، ص 470