عمل رفورماسيون شرايطى ايجاد نمود كه تحت آن ، آمال آزادى مذهب بهدست آمد و بهواسطه تناقضات ذاتى اين نهضت ، نتايجى بهبار آمد كه بانيان و مؤسسين آن اگر واقف بدانها مىشدند پشتشان بهلرزه در مىآمد و سخت بيمناك مىشدند . ولى چيزى كه در فكر رهبران اين نهضت خطور نمىكرد دادن آزادى به عقايد مخالف بود . منظور آنها ايجاد منبع قدرت نوين در برابر قدرت قديمى بود ولى در اين شريعت هم ملاك اعتبار ، تغيير كتاب مقدس بود . و تعصب مذهبى همچنان بهقوت سابق خود باقى بود .
لوتر با آزادى وجدان و پرستش سخت مخالف بود و بهنحوى كه وى كتاب مقدس را توجيه و تفسير مىكرد دادن آزادى بانص صريح كتاب مقدس مغايرت دارد . لوتر تا خود و يارانش در معرض خطر سوختن بودند ، ممكن بود با مراسم سوزاندن كفار مخالفت نمايد ولى بهمحض آنكه از سلامت خود اطمينان يافت اعلام داشت كه دولت بايد كفر و بىدينى ! را از ميان بردارد و اطاعت نامحدود از زمامداران را خواه در امور مذهبى و خواه غير آن از وظايف حتمى اتباع دانست و حتى او معتقد بود كه بايد آناباپتيستها
tsitpabanA
را از دم تيغ گذراند ! . . . » « 1 »
البته ما منكر آن نيستيم كه نهضت اصلاحى لوتر تشريفات پرطمطراق و بىجاى كليساى كاتوليك را ملغى ساخت و آمرزش فروشى را از بين برد و شمايل و پرستش قديسان و اشياء متبرك ! را
هامش
( 1 ) . با تلخيص از كتاب تاريخ آزادى فكر ، ترجمه حميد نيرنورى ، چاپ تهران ، 1329 ، صص 47 - 48