بخشايش پرداخت « 1 » . در يكى از اعياد كه نماينده پاپ در شهر « گوتربرگ » بود و اتفاقاً كشيش ديگر « مارتين لوتر » نيز در همين شهر بود ، مردم بهمناسبت عيد بهنزد لوتر آمدند تا بهگناهان خود اعتراف كنند و او آنان را آمرزيده سازد ! ولى او به آنان گفت : من نمىتوانم براى شما آمرزش و بخشايش به ارمغان بياورم . اعطاى بخشايش ، دروغ و حقهبازى است و تنها راهى كه شما مىتوانيد براى بهدست آوردن آمرزش بپيماييد ، آن است كه از ارتكاب گناهان كاملًا بپرهيزيد و طورى زندگى كنيد كه وجدان شما آسوده باشد ! .
مردم از اين راهب بيگانه و غريب تعجب نموده ، به او گفتند : ما در ارتكاب هر گناهى كه بخواهيم آزادى كامل داريم ! .
لوتر گفت : اين آزادى در ارتكاب گناه را چه كسى بهشما داده است ؟
گفتند : ما آن را از نمايندهء آقا و سرورمان پاپ خريدهايم و اينك سندهاى آمرزش و غفران را ملاحظه كنيد ! ؟ .
لوتر سرزنشكنان و خشمناك آنها را از خود راند و گفت : اين سندها كوچكترين ارزشى ندارد ! .
نماينده پاپ داستان اين كشيش را شنيد ، بهشدت عصبانى و
هامش
( 1 ) . در يكى از فصلهاى آينده خواهيم ديد كه گروهى از زمامداران شرقى نيز سند آمرزش را با قيمتهاى زياد به مردم مىفروختند تا از هر جهت با برادران و رفقاى غربى خود همرنگ و يكسان باشند ! مؤلف