در آن هنگام كه ياران و هواداران « لوتر » رو به افزايش نهادند ، همه آنان در جرگه « زنديقان و گمراهان » بهشمار رفتند و دادگاههاى تفتيش عقايد انگيزيسيون وحشيانه به تعقيب آنان پرداخت و در آن زمان بسيارى از پادشاهان و امرا و نجبا و فئودالهاى اروپا ، شرّ جنگ و كشتار را از پدران روحانى دور ساخته و خودشان به تعقيب ياران لوتر پرداختند كه اين خود دليل روشنى بر وجود حسن تفاهم كامل در ميان دو گروه بود ! .
در آلمان ، اسپانيا و هلند ، « شارل پنجم » روش جديدى با « احتياط و تصميم » بر ضد اين بيچارگان در پيش گرفت و با اشارهء دوستش « اسقف آراس » اعلاميه عجيبى منتشر ساخت كه در آن چنين آمده بود :
« هيچكس حق ندارد هيچ يك از نوشتههاى مارتين لوتر و ديگر افراد كافر را چاپ يا استنساخ نمايد ، يا حفظ كند يا بفروشد ، يا بخرد ، يا در كليساها و كوچهها و خيابانها ، يا هر مكان ديگرى ، توزيع نمايد . هر كس كه تورات را بخواند يا بر ضد كليسا و تعليمات آن چيزى بگويد ، اعدام خواهد شد .
« هركس كافرى را غذا و يا پناه بدهد ، سوزانيده مىشود تا بميرد ، و هر كس كه مورد سوءظن واقع شود ، اگر چه كارى هم انجام نداده باشد ، اعدام مىشود و اگر كسى مطلبى درباره كافرى بداند و آن را بلافاصله به مقامات دولتى گزارش ندهد ، اعدام خواهد شد .
« و هر كس كه اطلاعاتى درباره كافر و زنديقى در اختيار مقامات مربوطه بگذارد ، نصف اموال و املاك متهم به او داده خواهد شد و اگر كسى در حوزههاى گمراهان شركت كند و سپس اطلاعات
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 665
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٦٥