فكرى و پيشروى بهسوى آزادىهاى همگانى ، آماده مبارزه گشته بودند .
نماينده پاپ ، نامه سرگشادهاى را كه لوتر نوشته بود از در كليسا كنده و با خود به شهر « فرانكفورت » برد و در آنجا ، در يك اجتماع عمومى در حالى كه فرياد مىزد آن را آتش زد و گفت : ما اين گمراه را بهزودى مانند همين ورق پاره ، آتش خواهيم زد !
و كشيشان سرتاسر آلمان ، به اتفاق ندا در دادند كه : اين گمراه نبايد حتى يك دقيقه هم زنده بماند ! .
و لوتر همچنان در ميان مردم موعظه مىكرد و خريد و فروش اوراق آمرزش و سندهاى بخشايش را تقبيح مىكرد و بر پدران روحانى دغل حمله مىنمود و كمكم در اطراف وى ، هوادارانى گرد آمدند و سپس از ميان همان افراد گروههايى تشكيل شدند كه افكار او را با خود به اين سو و آن سو برده و به مردم رسانيدند ، و لوتر به خطرى كه او را تهديد مىكرد توجهى ننمود ، بلكه بهكار خود ادامه داد و مطالبى نوشت كه مردم مخفيانه آنها را بهدست مىآوردند و درباره آنها سخن مىگفتند و در واقع احساس كرده بودند كه نسيم آزادى براى آنان وزيدن گرفته و طغيان و خودكامگى تبهكاران بايد در برابر پرتو جديد ، از بين برود .
* * * بىمناسبت نيست كه ما هم كمى اروپاييان را در راه پرفراز و نشيبى كه در اين عصر ، براى اعلان حقوق بشر ، پيمودهاند ( و در طليعه آن آزادى انديشه قرار داشت و راه را بهسوى حقوق بشر هموار مىساخت ) ، همراهى نماييم .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 664
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٦٤