غضبناك گرديد و در كليساى شهر به كرسى خطابه و وعظ درآمد و لبهايش با آتش قداست ربانى شعلهور گرديد و فريادكنان به مردم گفت : اين كشيش در هر زبانى ملعون است . من از سرورمان ارباب زمين ، اوامر مؤكدى دارم كه بىدرنگ هر گمراهى را كه بر ضد سندهاى آمرزش برخيزد ، بسوزانم ! وى سپس از منبر پايين آمد و مردم از ترس بر خود مىلرزيدند و زبانشان بند آمده بود . آنگاه او بىدرنگ دستور داد كه در ميدان عمومى آتش بزرگى برافروختند تا همه مردم سرنوشتى را كه در انتظار « گمراهان » و « ملحدان » است ببينند و بدانند كه اگر در آينده كسى به فكر مبارزه با سندهاى بخشايش بيفتد ، تهديد او درباره وى هم اجرا خواهد شد ! آتش در سراسر آن روز در همان ميدان زبانه مىكشيد ، ولى در همانوقت كه شعله آن فضا را پر ساخت و اوج گرفت ، مارتينلوتر بر در كليسا اعلاميهاى مىچسبانيد كه با خط خود سطور زيادى در آن نوشته بود . مردم آن را ديدند و بهسرعت بهسوى آن شتافتند و اين جملات را بر آن خواندند :
« كسانى كه از گناهان خود واقعاً و صادقانه پشيمان باشند و توبه نمايند و آنهايى كه وجدان خود را از امروز قانع سازند كه بهگناهان آلوده نشوند ، بهطور كامل آمرزيده خواهند شد و هيچگونه نيازى به سندهاى آمرزش و بخشايش ندارند » !
لوتر با آرامش خاطر بهسوى اطاق خود در « صومعه » روانه شد و نمىدانست كه همين نامه سرگشاده ! كه بر در كليسا زده بود ، به زودى نخستين جرقه در افروختن آتش جنگهايى خواهد بود كه سرتاسر اروپا را فراخواهد گرفت . اروپايى كه ملتهاى آن بهخاطر استقلال
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 663
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٦٣