وى ، در اينجا به پايان مىرسد و چنان كه خوانديد ، ما نيز توضيحات بيشترى در پانوشتها آورديم ، ولى بايد پرسيد كه آيا واقعاً « ساوونارولا » با يكى دو سخنرانى و يا ايجاد يك جمهورى كوچك در گوشهاى از ايتاليا فلورانس مىتواند در ترازوى مقايسه با امام على قرار بگيرد ؟ . . . البته ما منكر مبارزات بىامان « ساوونارولا » بر ضد تشكيلات ضد انسانى پاپ و پدران روحانى نيستيم و نمىتوانيم اقدامات بشردوستانه وى را نستاييم ولى وقتى « ساوونارولا » و چند سخنرانى او و نتيجه اقداماتش را در معرض مقايسه با « امام على » قرار دهيم بهخوبى در مىيابيم كه : « تفاوت از زمين تا آسمان است » .
اشتباه مؤلف محترم در اينجا است كه مىخواهد حتى نوابغى از قبيل ولتر و تولستوى و برنارد شاو را در رديف شخصيتهاى آسمانى و جهانى نظير مسيح و محمد و على عليهمالسلام قرار دهد و اين امر چنان كه در پانوشت بخش اول توضيح داديم ، حتى با صرفنظر از رسالت مقدس و آسمانى اين بزرگواران ، صحيح نيست . براى اينكه عظمت هر انسان بزرگ و تعليمات او را از نظر تأثيرات اجتماعى و تحولاتى كه توانسته است چه در زمان حيات و چه بعد از خود در جوامع بشرى بهوجود آورد ، بايد ارزيابى كرد .
درست است كه تولستوى و ولتر و ساوونارولا در زمان خود و در محيط خود شخصيتهايى بودهاند و احتمالًا باعث دگرگونىهايى نيز شدهاند ولى بايد پرسيد كه آنان اكنون چه تأثيرى در ميان مردم دارند و چه مقدار از افراد بشرى امروز پيرو آنان و تعليماتشان هستند ؟
تازه بايد در نظر داشت كه تاريخ نهضت حضرت محمد ( ص ) و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 633
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٣٣