خوشگذرانى و جاه و جلال و جهالت و قدرت خود و نادانى مردم ، غوطه مىخورند ! .
با آنكه نااميدى و يأس از هر سو به وى روى كرده بود ، با روحيهاى آهنين به استقبال سرنوشت رفت .
« ساوونارولا » براى بار سوم محاكمه شد ، و اينمرتبه بيشترازپيش شكنجه و آزارديد ، و پاپ خواستار سرعت در صدور حكم و اجراى آن گرديد ، و در شبى كه رأى دادگاه بر « ساوونارولا » خوانده شد و او با كمال خونسردى به آن گوش داد . . . و سپس متن حكم درباره دو شاگردش خوانده شد .
حكم دادگاه « سوزانيدن هر سه نفر » بود ! .
« ساوونارولا » خواست كه با شاگردانش ملاقاتى بكند ، با آخرين خواست محكوم موافقت شد ، و ملاقات آنان درست در سالن آن « مجلس ملى » انجام يافت كه خود « ساوونارولا » ساختمان و ايجاد آن را پيشنهاد كرده بود ! .
« هر سه در شب با همديگر ملاقات نمودند ، پيدا شدن ساوونارولا ، با قيافه جدى و مصمم در برابر « سلوسترو » و « دومينيكو » كافى بود كه تصميم و اراده آن دو را هم تحكيم بخشد و به ايشان يقين بخشد ، و آنان با دين اين پدر مهربان آرامش خاطر يافتند . » « 1 »
آنان كمى با همديگر سخن گفتند و سپس هر كدام را به « زندان » خود روانه كردند .
* * *
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 229