تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
ما ، عصر نهضت ، عصر انقلاب و جنبش را با عصر تمدن جديد كه پس از آرامش و ثبات اوضاع به‌وجود آمد مخلوط سازيم . « و از همينجاست كه مىتوان « ساوونارولا » را پيامبر عصر نهضت بناميم ! . « ساوونارولا از جمله كسانى بود كه چه در زمان حيات و چه پس از آن مردم را به‌سوى انديشهء خود جلب مىنمود و آنان را دعوت مىكرد كه پرده‌هاى جهل و تاريكى را كنار بزنند و راه خود را از ميان سنگلاخ‌هاى صعب‌العبور باز كنند و با خون ريخته شده خود ، انسانيت را تجديد و حيات بخشند . « ولى اگر فلورانس نتوانست كه خدمت‌هاى ساوونارولا را در زمينه اصلاحات در قانون اساسى و روش وى را در دمكراسى درك كند و مصلحت چنين ديد كه از دست وى رهايى يابد ! مىتوانست او را تبعيد كند و از فلورانس دور سازد نه آنكه به قتلش برساند ! ولى فلورانس ميل داشت كه رمز آزادى و آموزگار نسل‌هاى بعدى را از ميان بردارد . و اين‌چنين يكى از بنيادگذاران كاخ بلند آزادى را از ميان برد . و در آن هنگام كه ساوونارولا را شكنجه داده و سوزانيدند و سپس خاكسترش رابه‌دست امواج آب سپردند ، هيچ صدايى براى دفاع از وى بلند نشد ، ولى اگر او چند ماه در فلورانس زنده مىماند ، احتمال داشت كه از نو مورد پرستش توده مردم قرار گيرد ! » .

توضيح مترجم

بحث مؤلف محترم درباره « ساوونارولا » و اقدامات و سرانجام