تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
كه مىگويد : انسان از خود اختيارى ندارد ، محكوم نمود ، زيرا انسان به‌طور مطلق آزاد است و مالك اراده و نفس خود است و از حقوق وى آن است كه در چهارچوب طبيعت ، با سادگى تمام زندگى نمايد . هنگامى كه رياست وى بر صومعه « سان ماركو » ى « فلورانس » « 1 » مسلم گرديد و تثبيت شد ، به سلسله اصلاحات قاطعى دست زد و نخست املاك و اموال فراوان صومعه را فروخت و پول آن را به صندوق اصلاحات همگانى در شهر ، تقديم داشت و كشيشان را وادار نمود كه همانند همه افراد ملت ، كار كنند و از ثمره كوشش و عرق جبين خود زندگى نمايند . او بيشتر از همه ، آن گروه از پدران روحانى را مورد حمله قرار داد كه در هر كارى كه انجام مىدادند بيشتر به مسيحيت و تدين تظاهر مىنمودند و آنان چنان كه او مىگويد به‌خاطر آنكه بزرگان و
هامش
( 1 ) . فلورانس شهرى بزرگ در ايتاليا است . قبل از وحدت ايتاليا ، پايتخت امارت « توسكانى » و سپس پايتخت جمهورى آن بود . فلورانس نخستين شهر هنرى در جهان است كه نام آن در خيال انسان ، رؤياهاى شاعرانه شيرينى را به وجود مىآورد ! . تاريخ فلورانس با اسامى هنرمندان جاودان پيوند دارد : « دانته » يكى از بزرگترين شاعران جهان ، « داوينچى » يكى از بزرگترين نقاشان و شاعران عالم ، « ميكل‌آنژ » بزرگ‌ترين پيكرسازان و شاعران دنيا . . . فلورانس مركز اصلى هنرهاى زيبا در عالم بوده و موزه‌هاى فراوان و آثار هنرى بزرگ كه در هر وجب از خاك آن مىيابيد ! به اين گذشته افتخارآميز گواهى مىدهد . چنان كه فلورانس در دورانى ، گهواره بحران‌هاى سياسى و شورش‌هاى سخت و انقلاب‌هاى پىدرپى بوده است « مؤلف » . ظاهراً مؤلف نام يك فلورانسى ديگر به‌نام « بكاچيو » را فراموش كرده كه در كتاب معروف خود به‌نام دكامرون (normaceD) ( به زبان يونانى به معنى ده روز است ) ماهيت پدران روحانى را نشان داده و در ضمن داستان‌هايى ، اعمال ننگين و شهوانى آنان را بىپرده بيان داشته است . اين كتاب دوبار به فارسى درآمده كه ترجمهء اخير آن از آقاى حبيب شنوقى است و در دو جلد ، در متجاوز از 750 صفحه منتشر شده و كتابى خواندنى است . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 608 | جورج جرداق / خسرو شاهى