درباره يكى از پدران روحانى دوران خود مىگويد : « او مرا فقط به اين علت دوست نمىدارد كه من حقوق توده را اعلام مىكنم و او ملتزم ركاب زمامداران و نجبا و اشراف است » ! و يا با اين سخن ، اعيان و اشراف زمان خود را توصيف مىكند : « آنان هر كارى را بهخاطر طلا انجام مىدهند و جز مال و ثروت خواستى ندارند » . « 1 »
اما ياران على بن ابيطالب . كسانى كه على آنان را همانند ديگر مردم با فروغ انديشه و پاكى قلب خوديارى كرد و آنان را به زندگى اجتماعى عادلانهتر و سعادتمندانهتر و نيكوترى راهبرى نمود و كسانى كه در بسيارى از حوادث و ناگوارىها او را رها مىساختند تا آنكه مجبور شد درباره آنها بگويد : « برخى به دروغ بهانه مىآوردند و گروهى نشسته بىاعتنا بودند » و سپس وضعيت آنان را چنين تشريح كند : « مردم همه با پادشاهان و دنيا همراهند ، مگر كسى كه خداوند او را نگهدارى كند » همين گونه افراد ، ياران « ساوونارولا » نيز بودند ، يارانى كه وى براى آنان بهترين شكل زندگى اجتماعى را در دورانشان بهوجود آورد ولى چون او در چنگ « الكساندر بورژيا » ى نيرنگ باز گرفتار شد ، همگى او را رها كرده و تنها گذاشتند .
و دشمنان « ساوونارولا » از قماش همان كسانى بودند كه با « امام على » جنگيدند و شما بهزودى آنان را يكى پس از ديگرى خواهيد شناخت .
هامش
( 1 ) . جرمى بنتهام (mahtneB . J) فيلسوف معروف انگليسى هم درباره كليسا و پدران روحانى مىگويد : « اعمال كليسا مبتنى بر نفعپرستى و رياكارى و سالوس است . . . كليسا در مورد آزادى بردگان هيچ مساعدتى نكرد ، بلكه متون انجيل را هم براى كمك به اصل بردگى احفاد سياهپوست ، شاهد آورد . طبيعت كليسا طورى است كه طرفدار ثروتمندان و متمولين و حامى كسى است كه بيشتر مال يا قدرت داشته باشد » . به تاريخ فلسفه سياسى ، ج 2 ، ص 867 ، چاپ دوم تهران ، مراجعه شود . م