* * * و اكنون به اجمال داستان انسان بزرگ ، ساوونارولا را براى شما شرح دهيم :
اين راهب متفكر درآغاز ، دشمنى خود را با روحانيون دروغين آشكار ساخت ، كه بهقول او سمبل كسالت و بيكارى گشته و بهشكل انگلهايى درآمده بودند كه از كوشش مردم زندگى مىكردند . او قسمت اعظم دشمنى و خشم خود را برضد پدران روحانى مسيحى بزرگ اختصاص داده بود كه هدفى چنان كه باز او مىگويد جز گسترش دامنه نفوذ و قدرت خود و گردآورى ثروت و كوشش در راه منافع و مصالح خود و نزديكانشان ، آن هم بهحساب طبقات بينوا و يا بهنام رجال علم و ادب و انديشه ، نداشتند « 1 » .
به همين دليل ، « ساوونارولا » با تمام نيرو با آنان به مبارزه برخاست و با خرافات و اوهامى كه در عصر وى رواج يافته بود به جنگ پرداخت و خواستار آزادى انديشه و گفتار و كار گرديد و افسانهاى را
هامش
( 1 ) . دربار واتيكان و تشكيلات پدران روحانى اكنون نيز اين چنين است . مبشران مسيحيگرى ، در لباس كشيشى ، بهنفع امپرياليسم غربى و بانكداران و رباخواران مسيحى كوشش مىكنند . تاريخ انسان قرنها ، مالامال از كارهاى ضدانسانى پدران روحانى مسيحى است . بزرگان پدران روحانى عملًا همكار استعمارگران غربى هستند و حتى طبق نوشته كتب التبشير و الاستعمار از آنان « حق و حساب » مىگيرند و بهخاطر همين همكارىها است كه دولتهاى غربى از مردم فقير و بينوا دودرصد بهنام « ماليات كليسا ! » مىگيرند و در اختيار پدران روحانى ! مىگذارند .
بحث درباره وضع فعلى پدران روحانى مسيحى ، نيازمند كتاب مستقلى است . از خداوند براى انجام اين وظيفه انسانى ، توفيق مىخواهيم تا با اسناد و مدارك زندهاى ، ماهيت پدران روحانى كذايى را نشان دهيم ، بهعنوان نمونه به كتاب دو مذهب ما رجوع شود . م