« فلورانس » در اين هنگام حكومت اتوكراسى « 1 » استبدادى را كه خاندان « مديسى » « 2 » مظهر آن بودند ، شكست داده و حكومت جديدى را تشكيل داده بود كه همه اعضاى آن از توده مردم بودند و اين موضوع با نظريه و صلاحديد « ساوونارولا » انجام يافته بود .
« ساوونارولا » در آن هنگام چنين گفت : « خواست خداوند برچيدن و از بينبردن همه آثار كهنه و گذشته و بهوجود آوردن نظام جديدى در فلورانس است به طورى كه كوچكترين نمونهاى ازعادات وقوانين و برنامههاى حكومت استبدادى قديمى باقى نماند ، حكومت تجاوزكاران در ايتاليا هميشه بدترين نتيجهها را داده است و بهترين سيستمى كه موافق وضع ما است ، يك حكومت ملى و ميهنى است . واى بر فلورانس اگر تجاوز كار ديكتاتورى را برگزيند كه با نفوذ خود به استبداد بپردازد و مراد از « تجاوزكار » فرد بدكردار و پستى است كه حقوق ملت را غصب و پايمال كند » « 3 »
و از گفتههاى او اين جملات جالب است كه در توضيح مفهوم اراده ملت و روح حكومت ، خطاب به اعضاى حكومت ملى گفته
هامش
( 1 ) . اتوكراسى (eitarcotuA) نام سيستم حكومتى است كه در آن تمامى قوا و همه قدرتها عملًا در دست زمامدار قرار گرفته باشد ، و در واقع يك نوع حكومت ديكتاتورى است . ولى مىتوان گفت كه ديكتاتورى شكل افراطى اتوريتايانيسم و اتوكراسى است .
فرق « اتوكراسى » با اتوريتايا نيسم (emsin ariatirotuA) در آن است كه : « در اتوكراسى فقط يك مالك قدرت نامحدود و سياسى است كه از منبع خارجى مانند ملت يا غير آن ناشى نشده و بيشتر اطلاق بر پادشاه مىشود ، اما در اتوريتاريانيسم ممكن است قدرت در دست يك پيشوا باشد يا چند اليگارش . . . » براى مزيد اطلاع به كتابهاى فرهنگ سياسى و مكتبهاى سياسى آقاى دكتر پازارگاد ص 9 ، چاپ تهران رجوع شود . م
( 2 ) . حكومت خاندان مديسى در فلورانس مدتى رونق يافت و در آن دوران ، بانكدارى و رباخوارى به اوج شدت در آن سرزمين رسيد . . . ولى سرانجام اين حكومت سرنگون شد . م
( 3 ) 1 و 2 و 3 . سافونارولا از « حسن عثمان » صفحات 117 و 118 و 122