* * * « ساوونارولا » شهر « فلورانس » و شهرهاى سرزمين « توسكانى » را يكى پس از ديگرى طى كرد و در هريك پندهاى جالب و ارزشمند خود را براى تودهها تشريح كرد و نطقهايى ايراد نمود كه بهوسيلهء آنها در طراز بزرگان سخنور تاريخ در بحرانهاى حساس قرار گرفت . براى آنكه در اين نطقها شهامت بىنظير و شجاعت فوقالعادهء او در اظهار عقيدهاى كه كمتر انسانى مىتواند در دوران استبداد آن را بيان كند هويدا شد و همچنين براى آنكه در نطقهاى وى دعوت آتشين براى اصلاحات اخلاقى و اجتماعى وجود داشت . ساوونارولا در آن هنگام كه با سخنانى چون تازيانههايى از آتش انديشه و وجدان ، متوجه تجاوزكاران و تجاوز مىگرديد سوز درون و حرارت دلپاكش نمايان مىشد .
او معتقد بود كه پدران روحانى مسيحى و مردان سياست دست بهدست هم داده و در غارتكردن ملت و مكيدن خون مردم همكارى مىكنند و اين يك نوع تجاوز آشكار است كه بايد برچيده شود و روى همين اصل بود كه او ناچار گرديد در ميدان سياسى نيز ، البته به نفع توده ستمديده ، وارد كارزار شود .
« ساوونارولا » خيلى كوشيد كه مردم را براى پيكار در راه بهدست آوردن آزادى پايمال شده و حقوق از دسترفتهشان ، آماده سازد . و چون مردم او را يك نجاتدهنده پاك و با هدف ديدند ، بهدور او گرد آمدند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 610
مساهمون: جورج جرداق
ص٦١٠