خود بهرهمند شود و خوراك فرزندانش را بدهد . « 1 »
7 . چون هدف ما آن است كه پيش از آغاز بحث درباره انقلاب فرانسه و مبادى و اصول آن ، به جهات همانندى بين على و متفكران قرون ، بهطور تفصيل يا اجمال ، اشاره كنيم ، چارهاى جز اين نداريم كه درباره « ساوونارولا » كمى بيشتر سخن بگوييم و توجه خواننده را بهنكاتى جلب نماييم كه خود خواننده به لحاظ همانندى زياد بين موقعيت و گفتار اين دو مرد ، در بسيارى از مسائل و موضوعات ، آنها را بهدست خواهد آورد .
از بارزترين جهات اين همانندى علاوه بر آنچه گفتيم تشابه بين استقامت على و ساوونارولا بهخاطر حق است . على بههر اندازه كه راه سخت مىشد و به هر مقدار كه شمار دشمنان و توطئهگران زيادتر مىگرديد و يا شرايط و اوضاع برله يا عليه او مىشد ، در « حق » پابرجايى و استقامت داشت و اتفاقاً پيامبر عصر نهضت نيز در همه اين موارد اين چنين بود .
هامش
( 1 ) . بدون شك از نظر اسلام مفتخورى يا مال مردمخورى جائز نيست و قرآن مجيد چنان كه قبلًا اشاره شد ، كشيشان و كاهنان مال مردمخور را بهشدت تقبيح مىكند ، ولى اگر شرايط زمان چنين اقتضا كند كه هر گروهى در رشتهاى تخصص يابند و روى همين خواست زمان ، عدهاى هم در فلسفه و علوم الهى تخصص يابند و كار آنان فقط ارشاد مردم به مفهوم واقعى كلمه و رسيدگى به نيازمندىهاى معنوى توده باشد ، مخارج زندگى آنان از كجا بايد تأمين شود ؟ . . . آيا اين صحيح است كه آنان هم بروند و بيل بهدست گيرند و مثلًا كشاورزى بنمايند ؟ ظاهراً در عصر ما جمع بين هر دو امر ، كار امكانناپذير نيست . . . چنان كه وضع دانشمندان ديگر و آنهايى كه در علوم ديگر تخصص دارند ، چنين نيست . . . در هر صورت سخن مؤلف مربوط به نيرنگ بازان و بىمايگان است . و تأمين زندگى علماى راستين اسلامى بدون ترديد به عهده جامعهاى است كه بهخاطر آنها بهطور مداوم مىكوشند . . . م