جانشين خدا در روى زمين بودند ! ! دو سوداگرى بودند كه كارى جز قتل و غارت در راه قدرت و نفوذ بيشتر نداشتند . چون هر دو فهميده بودند كه قدرت و نفوذ ، اعم از دينى يا دنيايى ، اگر در دست آنها باشد بهترين وسيله براى بهرهمندى و مفتخورى است .
و « على بن ابيطالب » و « ساوونارولا » دو مرد انقلابى بودند كه كارى جز اصلاح و بررسى وضع مردم ، بهخاطر برداشتن ستم و جور از آنان ، نداشتند و هر دو نفر مىدانستند كه قدرت ، ناشى از اراده ملت بوده و بايد در راه خدمت به توده و نگهبانى حقوق مردم بهكار رود .
متن گفتار « امام على » در اين زمينه چنين است : « زمامدار بهمثابه پدر و مردم همه فرزندان او هستند » .
و ساوونارولا مىگويد : « حكومت نسبت به مردم بهمثابه پدر است » .
6 . هم « على » و هم « ساوونارولا » هر دو سمبل روش واحدى از انديشه در چگونگى كاركردن و نماينده احساس و درك صلاح و خير جهان و گرمى زندگى بودند كه مردم دورانشان آن را درك نمىكردند . « ساوونارولا » در آن هنگام كه ثروت « صومعه » خود را در راه مردم فروخت و راهبان و كشيشان را فرستاد كه مانند همه مردم كار كنند و از دسترنج خود زندگى نمايند ، چه همانندى عجيبى با « على بن ابيطالب » پيدا مىكند در آن روز كه همه مردم را دعوت مىكرد كه كار كنند و نان خود را از راه عرق جبين خود ، نه از كوشش ديگران ، بخورند ، و در آن روز كه خود با دست خودكار مىكرد كه از كوشش
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 603
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٠٣