به اين ترتيب ، دفتر زندگى سعد بن عباده بسته شد . ولى ، از آنجا كه كشته شدن چنين شخصيت يكدنده و مخالف بىباكى از سوى حكومت و زمامداران وقت سؤالبرانگيز و از حوادثى بود كه مورّخان نوشتن و بازگويى ماجراى آن را خوش نداشتهاند ، جمعى از آنان از كنار اين حادثهء بزرگ با بىاعتنايى گذشتهاند و آن را ناديده گرفتهاند « 1 » . گروهى نيز - چنان كه گذشت - چگونگى كشته شدن او را با امورى خرافى درهم آميختهاند و آن را به جنّيان نسبت دادهاند « 2 » . امّا اين مورّخان ، با طرح چنين مسألهاى خرافى ، نگفتهاند كه علّت كينهء شديد و دشمنى جنّيان با سعد چه بوده است ؟ ! و چرا در ميان آن همه اصحاب ، از مهاجر و انصار ، تيرهاى جانكاه آنان تنها قلب سعد را نشانه گرفته است !
ب - تطميع عبّاس ، عموى پيامبر ( ص )
ابو بكر شورايى متشكل از عمر بن الخطّاب و ابو عبيده جرّاح و مغيرة بن شعبه تشكيل داد تا تصميم بگيرند با كسانى كه بيعت نكردهاند چه بكنند .
شورا نظر داد كه : بهترين راه اين است كه عبّاس را ببينيم و سهمى براى او و فرزندانش از حكومت قرار دهيم ؛ بدين ترتيب ، على شكست مىخورد « 3 »
هامش
( 1 ) . مانند طبرى و ابن اثير و ابن كثير در تاريخهاى خود .
( 2 ) . مانند محبّ الدّين طبرى در الرّياض النضرة ، و ابن عبد البرّ در الاستيعاب .
( 3 ) . عمر ، براى شكستن على ( ع ) ، ابن عباس را بزرگ مىكرد . اين يك سياست بود كه ابن عباس حديث روايت كند و تفسير بگويد . و گاهى ابن عباس آنچه را كه مخالف سياست حكومت بود بيان مىكرد . ( براى نمونه ، بنگريد به : عبد اللّه بن سبأ ، تأليف نگارنده 1 / 140 - 142 ، گفتوگوى ميان ابن عباس و عمر ، به نقل از طبرى 2 / 289 در ذكر سيرهء عمر ) .