[ 5 ] نحوهء برخورد دستگاه خلافت با مخالفان داخل مدينه
الف - كشتن سعد بن عباده
عمر پس از اينكه به خلافت رسيد ، روزى سعد بن عباده را در يكى از كوچههاى مدينه ديد ؛ رو به او كرد و گفت : هان اى سعد ! سعد هم بلافاصله پاسخ داد : هان اى عمر ! خليفه پرسيد : تو نبودى كه چنين مىگفتى ؟ سعد گفت : آرى ، من گفتم و حالا اين حكومت به تو رسيد . به خدا قسم كه رفيقت را بيشتر از تو دوست مىداشتم . به خدا كه از همسايگى تو بيزارم . عمر گفت : هركس كه از همسايهاش خوشش نيايد ، جا عوض مىكند ! سعد گفت : از اين امر غافل نيستم ؛ به همسايگى كسى مىروم كه از تو بهتر باشد .
ديرى نگذشت كه سعد ، در همان اوايل خلافت عمر ، راهى ديار شام شد كه قبايل يمانىها در آنجا بودند « 1 » .
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد 3 ق / 2 / 145 ؛ ابن عساكر 6 / 90 ؛ كنز العمّال 3 / 134 ، حديث 2296 ؛ سيرهء حلبيّه 3 / 397 .
انصار نيز در اصل از قبيلهء يمانىها بودند كه ايشان را سبائيه نيز مىنامند . آنان در يمن -