تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بلاذرى در كتاب انساب الاشراف خود مىنويسد : سعد بن عباده با ابو بكر بيعت نكرد و به شام رفت . عمر مردى را در پى سعد به شام فرستاد و به او گفت : سعد را به بيعت وادار كن و هر ترفند و حيله‌اى كه مىتوانى به كار گير ، امّا اگر كارگر نيفتاد و سعد زير بار بيعت نرفت ، با يارى خدا او را بكش ! آن مرد رو به شام نهاد و سعد را در حوارين « 1 » ديدار كرد ، و بىدرنگ ، موضوع بيعت را مطرح نمود و از او خواست كه بيعت كند . سعد در پاسخ فرستادهء عمر گفت : با مردى از قريش بيعت نمىكنم . فرستاده ، او را به مرگ تهديد كرد و گفت : اگر بيعت نكنى تو را مىكشم . سعد جواب داد : حتى اگر قصد جانم را بكنى ! فرستاده ، چون پافشارى او را ديد گفت : مگر تو از هماهنگى با اين امّت بيرونى ؟ سعد گفت : در موضوع بيعت آرى ؛ حساب من از ديگران جداست ! فرستادهء عمر ، با شنيدن پاسخ قطعى سعد ، تيرى به قلب سعد زد كه رگ حياتش را از هم گسيخت « 2 » . در كتاب تبصرة العوام آمده است : آنها محمّد بن مسلمهء انصارى را به اين كار مأمور كرده بودند . محمّد نيز به شام رفت و سعد بن عباده را با تيرى از پاى درآورد .
هامش
- ساكن بودند و پس از خراب شدن سدّ مأرب يمن ، به مرزهاى عراق و شام و مدينه متفرّق شدند . ( 1 ) . از روستاهاى معروف حلب است . ( 2 ) . انساب الاشراف 1 / 589 ؛ العقد الفريد 3 / 64 - 65 با كمى اختلاف نسبت به روايت بلاذرى .
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد مرتضى العسكري / مهدى دشتى