و گرايش عبّاس به شما ، حجّتى به زيان على در دست شما خواهد بود « 1 » .
ابو بكر ، به اتفاق اعضاى شوراى مذكور ، شبانه « 2 » به خانهء عبّاس رفتند .
ابو بكر ، حمد و ثناى خدا را به جاى آورد و گفت :
خدا پيامبر ( ص ) را فرستاد كه نبىّ و ولىّ مؤمنان بود ، و در ميانشان بود تا خدا آخرت را براى او پسنديد ؛ او هم ، پس از خود ، كسى را تعيين نكرد « 3 » كارها را به خود مردم واگذار كرد . آنها هم مرا برگزيدند ؛ و من از كسى جز خدا نمىترسم كه سستى در كار داشته باشم . آنها كه با من بيعت نكردهاند با عموم مسلمانان مخالفت مىكنند و به شما پناه مىبرند . شما ، يا با همهء مردم همراه شويد و بيعت كنيد ، يا اگر همراه نمىشويد كارى كنيد كه آنها با ما نجنگند .
[ اين سخن ابو بكر ، خود دليل آن است كه همه اصحاب پيامبر ( ص ) بيعت نكرده بودند ] . مىخواهيم از كار حكومت ، سهمى هم به شما بدهيم كه بعد از شما براى بازماندگانت نيز باشد ، زيرا تو عموى پيامبر ( ص ) هستى . مردم ، گرچه ، منزلت شما را ديدند - كه عموى پيامبرى - و منزلت على ( ع ) را هم ديدند ، ولى اين امر را از شما گرداندند . [ شما را
هامش
( 1 ) . بنا به روايت ابن ابى الحديد ( 1 / 225 ) ، به نقل از سقيفهء جوهرى ، اين پيشنهاد ، رأى مغيرة ابن شعبه بوده است . و اين قول درستتر است .
( 2 ) . بنا به نقل ابن ابى الحديد از سقيفهء جوهرى ، اين ملاقات ، در شب دوم از وفات پيامبر اكرم ( ص ) بوده است .
( 3 ) . همهء انبياء براى خود وصى تعيين مىكردند . پيامبر ( ص ) هم ، مانند همهء انبياء وصى تعيين كرده بود . براى آشنايى با بحث تفصيلى « وصايت » ، نگاه كنيد به : معالم المدرستين ، تأليف نگارنده 1 / 289 - 345 . چاپ پنجم ، 1413 ه ؛ عقائد الاسلام من القرآن الكريم ، تأليف نگارنده 2 / 264 - 285 ، چاپ دوم ، 1418 ه .