نيز گفتهاند كه خالد بن وليد ، در همان هنگام ، در شام بود و محمّد بن مسلمه را ، در كشتن سعد ، يارى داد « 1 » .
مسعودى در مروج الذّهب مىگويد :
سعد بن عباده بيعت نكرد . از مدينه بيرون شد و رو به شام نهاد و در آنجا ، به سال پانزدهم هجرى ، كشته شد « 2 » .
همچنين ابن عبد ربّه مىگويد : سعد بن عباده را ، در حالى يافتند كه تيرى در قلبش نشسته و از دنيا رفته بود . و شايع كردند كه چون سعد ايستاده بول مىكرد ، جنّيان دو تير به قلبش زدند و اين شعر را خواندند :
قد قتلنا سيّد الخزرج سعد بن عباده * و رميناه بسهمين فلم نخطئ فؤاده « 3 »
سيّد خزرج ، سعد بن عباده را كشتيم ؛ دو تير به او زديم كه درست بر قلبش نشست . و يكى از انصار ، در پاسخ اين ياوهگويى ، دو بيت زير را سرود :
يقولون سعدا شقّت الجنّ بطنه * الا ربّما حقّقت فعلك بالغدر
و ما ذنب سعد انّه بال قائما * و لكنّ سعدا لم يبايع ابا بكر « 4 »
مىگويند كه جنّيان شكم سعد را پاره كردند . آگاه باش كه ، چهبسا ، كار خود را با نيرنگ انجام داده باشى . گناه سعد اين نبود كه ايستاده بول كرد ؛ گناهش اين بود كه با ابو بكر بيعت نكرد .
هامش
( 1 ) . تبصرة العوام ص 32 ، چاپ مجلس ، تهران .
( 2 ) . مروج الذّهب 1 / 414 و 2 / 194 .
( 3 ) . عقد الفريد 3 / 64 - 65 .
( 4 ) . معجم رجال الحديث ، مرحوم آية اللّه العظمى خوئى 8 / 73 .