جهنّم ، و هر حكمى كه دربارهء شما صادر كنيم بپذيريد . آنها هم ناگزير پذيرفتند . پس ، به آنان فرمان داد از شهرشان ، بدون سلاح ، خارج شوند .
آنان نيز خارج شدند . آنگاه لشكريان وارد شهر شدند ؛ بزرگان آنها را يك يك گردن زدند و زنان و كودكانشان را به اسارت بردند و اموالشان را به غنيمت گرفتند و براى ابو بكر به مدينه فرستادند . سپس ، از آنجا ، به قبيلهء « كنده » حمله كردند . اشراف قبيله را سر بريدند و باقى را به مدينه فرستادند . ابو بكر مىخواست مردانشان را گردن بزند و زنانشان را به عنوان برده بگيرد ، عمر نگذاشت . اين اسيران تا زمان عمر ، به اسارت ماندند ؛ عمر آنها را آزاد كرد و به قبيلهشان بازگردانيد « 1 » .
دستگاه خلافت ، دربارهء مخالفان خود ، فرقى بين مسلمان و مرتدّ نمىگذاشت و با همه به يك روش عمل مىكرد ، همان روش اعراب جاهلى . در جاهليّت ، وقتى نبرد مىكردند و غالب مىشدند ، مردان را به غلامى و زنان را به كنيزى مىگرفتند و اموال را به غارت مىبردند . بارى ، حكومت ، همهء اين افراد را مرتد ناميد ، و در كتابهاى تاريخ هم ، تا به امروز ، از آنان به عنوان مرتد نام مىبرند « 2 » .
هامش
( 1 ) . الفتوح ابن اعثم 1 / 60 - 61 ، چاپ بيروت ، دار الكتب العلميّة ، 1406 ه .
( 2 ) . براى تفصيل بيشتر اين بحث ، رجوع شود به عبد اللّه بن سبأ ، تأليف نگارنده 1 / 165 - 192 و 2 / 21 - 99 .