تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
شتر بگير ، گفت : خير . در اينجا گفت‌وگو بالا گرفت و منجر به درگيرى شد « 1 » . اهل شهر « دبا » « 2 » نيز ، چون از اين واقعه باخبر شدند ، عامل ابو بكر را از شهر بيرون كردند . زياد بن لبيد ، به كمك عشاير ديگر ، شهر دبا را محاصره كرد . اينها و آن مخالف اوّلى ، به اتّفاق ، با لشكر عامل ابو بكر جنگيدند ، ولى هر دو مغلوب شدند . اهل دبا حصن و حصار داشتند ؛ به داخل حصارشان پناه بردند ، ولى باز شكست خوردند . سرانجام ، به عامل ابو بكر گفتند : ما زكات مىدهيم و تسليم مىشويم . عامل گفت : به شرطى از شما مىگذرم كه اقرار كنيد كه ما بر حقّ هستيم و شما بر باطل ، و كشتهء ما در بهشت است و كشتهء شما در
هامش
( 1 ) . الفتوح ابن اعثم 1 / 48 - 49 . رئيس قبيله ، حارثة بن سراقه ، با نوجوان مذكور سخنى دارد كه بسيار جالب توجّه و حائز اهميت است . وى گفت : « خذ ناقتك اليك فان كلّمك احد فاحطم انفه بالسّيف ! نحن انّما اطعنا رسول اللّه ( ص ) اذ كان حيّا ، و لو قام رجل من اهل بيته لا طعناه و امّا ابن ابى قحافه فلا و اللّه ما له في رقابنا طاعة و لا بيعة » يعنى : شترت را بگير و اگر كسى دراين‌باره با تو ( به اعتراض ) سخن گفت ، بينىاش را با شمشير بزن . ما فقط و فقط از رسول خدا ( ص ) اطاعت مىكرديم در آن هنگام كه زنده بود و اگر مردى از اهل بيت او ، پس از وى ، قيام به حكومت مىكرد ، هرآينه او را نيز اطاعت مىكرديم . امّا پسر ابى قحافه ( ابو بكر ) ، به خدا قسم كه هيچ طاعت و بيعتى از براى او در گردن ما نيست . سپس حارثه ابياتى سرود و از جمله گفت :اطعنا رسول اللّه اذ كان بيننا * فيا عجبا ممّن يطيع ابا بكريعنى : از رسول خدا ، تا آن هنگام كه زنده بود ، اطاعت كرديم ، پس چه شگفت است كار آن كس كه از ابا بكر اطاعت مىكند ! ( الفتوح 1 / 49 ) . ( 2 ) . رجوع شود به ترجمه « دبا » در معجم البلدان .