تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
و يك مسلمان را كشته است ، بايد او را قصاص كنى . ابو بكر گفت : من هرگز او را نخواهم كشت ؛ او در اجتهادش به خطا رفته است . عمر گفت : لا اقل او را از كار بر كنار كن ( تا سرلشكر نباشد ) . ابو بكر گفت : من هرگز شمشيرى را كه خدا براى آنها از نيام كشيده در نيام نخواهم كرد « 1 » . لقب « سيف اللّه » براى خالد از اينجا پيدا شد . بعد كه خالد به مدينه آمد ، باز هم عمر نسبت به او ، در مسجد مدينه ، شدّت عمل نشان داد . خالد به نزد ابو بكر رفت و عذر خواهى كرد ، و او عذرخواهى خالد را پذيرفت و خالد بازگشت و به عمر پرخاش كرد « 2 » . اين بود نمونه‌اى از روش دارودستهء خلافت با مخالفان بيعت در خارج از مدينه .

نمونه‌اى ديگر :

عامل ابو بكر در يمن ، زياد بن لبيد ، صدقات را جمع كرده بود . و در آن موقع ، از شترداران ، شتر مىگرفتند . در بين اين صدقات يك بچه شتر بود . مالك بچه شتر ، كه نوجوانى بود ، به عامل ابو بكر گفت : من به اين بچه شتر علاقه دارم ؛ آن را از من مگيريد ؛ در عوض آن ، يك شتر مىدهم . عامل ابو بكر گفت : خير ، اين جزو صدقات رفته است و نمىشود آن را بازگرفت . نوجوان به رئيس قبيله ، حارثه بن سراقه ، شكايت كرد . حارثه به عامل ابو بكر گفت : اين نوجوان ، بچه شترش را دوست مىدارد ؛ به جاى آن ، يك
هامش
( 1 ) . ما كنت اعمد سيفا سلّه اللّه عليهم . به نقل از تاريخ ابى الفداء و كنز العمّال 3 / 132 ، حديث 228 و ذيل شرح حال وثيمة در وفيات الاعيان و فوات الوفيات . ( 2 ) . عبد اللّه بن سبأ ، تأليف نگارنده 1 / 184 - 185 ، به نقل از طبرى .