تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
همراه او بود . در آنجا ابو قتاده و عبد اللّه بن عمر نزد خالد شهادت دادند كه اينها مسلمان هستند و ما ديديم كه نماز خواندند . تمام مورّخان نوشته‌اند كه همسر مالك ، كه همراهش بود ، بسيار زيبا بود . خالد به ضرار بن أزور ، رو كرد و گفت : گردن مالك را بزن ! مالك ، با اشاره به همسرش ، گفت : اين زن من را به كشتن داد . خالد گفت : خدا تو را كشت ، چون از اسلام بازگشتى . مالك گفت : من مسلمانم و پايبند اسلام . خالد به ضرار گفت : گردنش را بزن . او نيز گردن مالك را زد « 1 » ساير مسلمانان را هم كشتند و خالد ، همان شب ، با همسر مالك هم‌بستر شد « 2 » ! ابو قتاده از آنجا به مدينه بازگشت و گزارش حادثه را به ابو بكر داد و سوگند ياد كرد كه ديگر زير لواى خالد به جهاد نرود ، زيرا او مالك را ، كه مسلمان بود ، كشته است « 3 » . عمر به ابو بكر گفت : خالد زنا كرده است و بايد سنگسار شود . ابو بكر گفت : من او را سنگسار نخواهم كرد ، زيرا او اجتهاد كرده ، هرچند كه در اجتهاد خطا كرده است « 4 » . عمر گفت : او قاتل است
هامش
( 1 ) . تاريخ ابى الفداء ص 158 ؛ وفيات الاعيان 5 / 66 ؛ تاريخ ابن شحنه ص 114 ، مندرج در حاشيهء كامل ابن اثير ج 11 ؛ فوات الوفيات 2 / 627 ، به نقل از ردة ابن وثيمة و ردة واقدى . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 110 ؛ كنز العمّال 3 / 132 . ( 3 ) . ترجمهء تاريخ يعقوبى ، مرحوم آيتى 2 / 10 . ( 4 ) . دارودستهء خلافت ، از هر كدامشان كه كار خلاف شرع سر مىزد ، مىگفتند : او در اين كار اجتهاد كرده است و « مجتهد اگر اجتهادش صواب باشد دو حسنه دارد و چنانچه به خطا اجتهاد كرده باشد يك حسنه دارد » . دراين‌باره رجوع شود به بحث اجتهاد در مكتب خلفا ، در جلد دوّم از كتاب دو مكتب در اسلام ، تأليف نگارنده ، ترجمهء سردارنيا ص 89 به بعد .