تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
وى گفت : تو را والى كوفه مىكنم « 1 » . و بدين صورت وليد نكوهش شدهء در قرآن ، والى بر مسلمانان شد .

داستان سعيد بن حكم بن ابى العاص و مالك اشتر

عثمان ، بعد ازآن‌كه وليد را پس از داستان شراب‌خواريش از كوفه عزل كرد ، به جاى او ، سعيد بن عاص را والى كوفه كرد و به او دستور داد كه با مردم خوشرفتارى كند . سعيد ، وقتى به كوفه آمد ، منبر و دار الاماره را آب كشيد « 2 » و به عكس وليد ، كه جليس و همنشين نصرانى شرابخوار بود و آشكارا با وى شراب مىخورد ، با « قرّاء » « 3 » مجالست و شب‌نشينى مىكرد ؛ با مالك اشتر ، عدىّ بن حاتم طائى قريب به چهارده نفر از بزرگان و شيوخ قبايل اهل كوفه . آنان ، علاوه بر اينكه قارى اهل كوفه بودند ، شيوخ عشائر هم بودند . روزى صاحب شرطهء سعيد گفت : كاش اين سواد « 4 » عراق به امير تعلّق داشت و شما داراى مزارع و باغاتى بهتر از آن بوديد . مالك اشتر در جواب وى گفت : اگر آرزو مىكنى براى امير ، آرزو كن كه او بهتر از مزارع و باغات ما را به چنگ آورد و اموال ما را براى او آرزو
هامش
( 1 ) . الأغانى 14 / 177 . ( 2 ) . طبرى 5 / 188 و در چاپ اروپا 1 / 2951 . ( 3 ) . در آن زمان قرّاء به كسانى مىگفتند كه عالم به تفسير قرآن بودند و در حقيقت علماى مسلمانان بودند . ( 4 ) . سواد ، آبادىها و مزارع عراق بود كه در دوران عمر فتح شد و به سبب فراوانى درختان و زراعات سواد ناميده مىشد ( يعنى زمين ، از فرط خرّمى و سرسبزى ، سياه‌رنگ به نظر مىرسيد ) . اين ناحيه ، از نظر طول ، از موصل شروع و به آبادان ختم مىشد و از نظر عرض ، از عذيب در قادسيه آغاز و به حلوان ختم مىگرديد ( معجم البلدان ) .