حقوقش را قطع كرده بود ) « 1 » .
- وقتى كه به آن نياز داشتم نپرداختى ، امروز كه از آن بىنيازم مىخواهى بپردازى ؟ !
- براى فرزندانت باقى مىماند .
- روزى آنها را خدا مىرساند .
- از خدا بخواه كه از من ( نسبت به آنچه در حق تو كردهام ) درگذرد .
- از خدا مىخواهم كه حقّ مرا از تو بگيرد .
ابن مسعود وصيّت كرد كه عمّار ياسر بر او نماز گزارد و عثمان بر جنازهاش حاضر نشود . طبق وصيّت او عمل كردند و بىاطّلاع عثمان در بقيع به خاك سپرده شد .
چون عثمان از مرگ ابن مسعود و به خاك سپردنش خبر يافت ، خشمگين شد و گفت : بدون اينكه مرا آگاه سازيد چنين كرديد ؟ عمّار در پاسخ وى گفت : او خود وصيّت كرده بود كه تو بر او نماز نخوانى . عبد اللّه بن زبير ، مناسب همين حال ، اين بيت را سروده است « 2 » :
هامش
- نمىداشتند و همان روز تقسيم مىكردند . ولى عمر مقرّرى ساليانه تعيين كرد : براى اهل بدر پنج هزار درهم ؛ براى اهل احد تا حديبيّه چهار هزار درهم ؛ از بعد حديبيّه تا وفات پيامبر ( ص ) سه هزار درهم ؛ براى آنان كه پس از رحلت پيامبر ( ص ) در جنگى شركت جسته بودند از دو هزار درهم تا دويست درهم ساليانه مقرر كرده بود .
( الفتوح البلدان بلاذرى ص 549 و 550 - 565 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 3 / 154 . نيز رجوع كنيد به : تاريخ يعقوبى 2 / 153 ؛ تاريخ طبرى 5 / 33 و 2 / 22 - 23 ) .
( 1 ) . تاريخ ابن كثير 7 / 163 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 170 .
( 2 ) . آنچه از داستان ابن مسعود در اينجا نقل كرديم مبتنى بود بر انساب الاشراف 5 / 36 و در -