بخوان و او خواند .
او از مسلمانانى بود كه به همراه جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت كردند . و نيز جنگ بدر را درك كرده بود . ابن مسعود را خليفهء دوم براى اقراء « 1 » ، يعنى تعليم و تفسير قرآن و آموزش احكام اسلام ، و نيز خزانهدارى بيت المال به كوفه فرستاد . امين بيت المال بود و كليد آن در دست او بود .
عمر ، چون او را به كوفه فرستاد ، به كوفيان نوشت : شما را بر خودم مقدّم داشتم و ابن مسعود را نزد شما فرستادم « 2 » .
وليد كه والى كوفه شد صد هزار درهم از بيت المال قرض گرفت . خلفا ، غير از على ( ع ) ، اين كار را مىكردند و امين بيت المال ، در ازاى پرداخت وام ، از آنها رسيد مىگرفت . وقت بازپرداخت وام كه رسيد ، ابن مسعود از وليد مطالبه كرد . وليد مسأله را به عثمان گزارش كرد و عثمان به ابن مسعود نوشت : تو خزانهدار ما هستى ؛ به وليد كارى نداشته باش ، ابن مسعود گفت :
من پنداشتم خزانهدار مسلمانان هستم و خزانه مال مسلمانان است ؛ اگر بيت المال از آن شماست ، من خزانهدار شما نمىشوم و كليدها را انداخت « 3 » .
ابن مسعود پس از آن در كوفه ماند ، و شروع به افشاگرى دربارهء عثمان كرد . وليد به عثمان نوشت كه ابن مسعود عيبجويى ما را مىكند . عثمان
هامش
( 1 ) . اقراء ، در آنوقت ، به معنى تدريس قرآن با تفسير آن و تعليم احكام بوده است . ( براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به : القرآن الكريم و روايات المدرستين ، تأليف نگارنده 1 / 287 به بعد ) .
( 2 ) . اسد الغابه 3 / 258 .
( 3 ) . انساب الاشراف 5 / 36 .