لا عرفنّك بعد الموت تندبني * و في حياتي ما زوّدتني زادي
تو پس از مرگ مرا مىستايى و گريه مىكنى * درحالىكه در زندگى زاد و توشهء مرا ندادى
اين بخشى از ماجراى اسفبار ابن مسعود در دوران وليد بن عقبه بود ! محصول حكومت وليد تنها اين نبود ، بلكه از او ، در مدت فرماندارىاش در كوفه ، كارهاى بلاخيز و فتنهانگيز بسيار سر زد ؛ از آن جمله ، رفتار او با ابو زبيد شاعر مسيحى و يهودى شعبدهباز است .
شرابخوارى وليد با ابو ذر زبيد نصرانى
وليد تجاهر به شرب خمر مىكرد . و با ابو زبيد نصرانى دوست و نديمش به شرابخوارى مىنشست . وليد خانهء عقيل بن ابى طالب را ، كه نزديك به در مسجد كوفه بود ، به او بخشيد . ابو زبيد از خانهاش بيرون مىآمد و مىرفت به خانهء والى و شبنشينى مىكردند و شراب مىخوردند . در خانهء والى به مسجد باز مىشد . مرد نصرانى ، در حال مستى ، تلوتلوخوران از مسجد عبور مىكرد . وليد زمينهاى زراعى كه به نام ( قصور الحمر ) و نزديك كوفه ، را نيز به اين مرد نصرانى شرابخوار بخشيد . ابو زبيد ، متقابلا ، در شعر خود مدحش كرد « 1 » .
هامش
- بعضى موارد طبقات ابن سعد 3 / 150 - 161 ، چاپ دار صادر بيروت ؛ الاستيعاب 1 / 361 ؛ اسد الغابه 3 / 384 ؛ شرح حال شمارهء 3177 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 170 . نيز بنگريد به : تاريخ الخميس 2 / 268 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 236 - 237 ، چاپ دار احياء الكتب العربيّة ، مصر .
( 1 ) . الأغانى 4 / 181 ، چاپ دوساسى .