جدعان را فرمان داد كه سران مهاجر و انصار را در مجلس او حاضر كنند .
چون آنان بر وى وارد شدند ، گفت : من كار خلافت و حكومت شما را در ميان شش نفر از مهاجران نخستين ، كه هنگام وفات پيامبر ( ص ) مورد رضاى آن حضرت بودهاند ، به شورا نهادهام تا يك تن را از ميان خود به پيشوايى شما و امّت برگزينند . آنگاه يكيك اعضاى شورا را نام برد و سپس رو به ابو طلحه زيد بن سهل خزرجى كرد و گفت : پنجاه نفر از انصار را انتخاب كن تا تو را همراه باشند ، چون من درگذشتم اين چند نفر را وادار كن تا ظرف سه روز ، نه بيشتر ، يك نفر را از بين خود به پيشوايى خويش و امت انتخاب كنند . سپس صهيب را فرمان داد تا هنگامى كه پيشوايى انتخاب نكردهاند با مردم نماز بگزارد .
در آن هنگام طلحه بن عبيد اللّه حضور نداشت و در ملك خود در سراة « 1 » بود .
عمر گفت : اگر ظرف اين سه روز طلحه حاضر شد كه شد ، و گرنه منتظر او نشويد و به جدّ در انتخاب خليفه برآييد و با آن كس كه بر او اتفاق نظر حاصل كرديد بيعت كنيد و هركس با رأى شما مخالفت كرد گردنش را بزنيد « 2 » .
عمر اعضاى شورا را فرمان داد تا مدت سه روز براى انتخاب خليفه به
هامش
( 1 ) . السّراة نام كوهى بوده است در اطراف طائف . به جز آن ، به اماكن ديگر نيز اطلاق شده است ( معجم البلدان ) .
( 2 ) . انساب الاشراف 5 / 18 . درخور ذكر است كه طلحه ، بعدا ، يعنى پس از مرگ عمر و برپايى شورا و بيعت با عثمان ، به مدينه آمد و بالاخره با عثمان بيعت كرد ( انساب الاشراف 5 / 20 ) .