سعيد بن عاص ، آورده است . او مىنويسد :
روزى عمر بن خطّاب به سعيد بن عاص گفت : چرا تو از من فاصله مىگيرى و روىگردان هستى ؟ شايد گمان مىكنى من پدرت را كشتهام . من پدر تو را نكشتهام ؛ پدرت را على بن ابى طالب كشته است « 1 » .
آيا با اين سخن ، عمر سعى نداشت كه سعيد را به گرفتن انتقام از كشندهء پدرش ، على بن ابى طالب ، تحريك كند ؟
نحوهء انتخاب عثمان به خلافت
بلاذرى از قول ابو مخنف مىنويسد :
در روز به خاك سپردن عمر ، اعضاى شورا كارى نكردند . ابو طلحه ، به دستور عمر ، بر مردم امامت جماعت كرد و نماز گزارد و صبح روز ديگر ، ابو طلحه آنان را در محلّ بيت المال گرد آورد تا به رايزنى بپردازند . مراسم به خاك سپردن عمر در روز يكشنبه و در چهارمين روز ترورش صورت گرفت ، و صهيب بن سنان بر جنازهاش نماز خواند .
چون عبد الرّحمن گفتوشنود اعضاى شورا را مشاهده كرد به ايشان گفت : ببينيد ، من و سعد خود را كنار مىكشيم ، به اين شرط كه انتخاب يكى از شما چهار نفر با من باشد ؛ زيرا نجوايتان به درازا كشيده و مردم منتظرند تا خليفه و امام خود را بشناسند . اهالى شهرها نيز ، كه براى كسب اطّلاع از اين امر تاكنون در مدينه ماندهاند ، توقّفشان طولانى شده بايد زودتر به شهر و ديار خود بازگردند .
همه با پيشنهاد عبد الرّحمن بن عوف موافقت كردند ، مگر على ( ع ) كه
هامش
( 1 ) . همان . امير المؤمنين ( ع ) ، پدر سعيد را در جنگ بدر كشته بود .