تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و نبوّت در ما جمع بشود ، همانا خداوند عزّ و جلّ در قرآن قومى را كه كراهت داشتند وصف كرد ، آنجا كه فرمود :
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
[ محمّد / 9 ] : آنها از آنچه خدا در قرآن نازل كرده است كراهت داشتند [ كه تعيين وصّى بعد از پيامبر باشد ] ؛ خداوند هم اعمالشان را تباه كرد . عمر گفت : سخنانى از تو به من مىرسيد و نمىخواستم قبول كنم كه از تو سر زده است ، مبادا كه منزلت تو نزد من زائل شود . ابن عبّاس گفت : اگر حرف حقّ زده باشم ، قاعده‌اش اين نيست كه مقام من نزد تو از بين برود ، و چنانچه آن سخن را نگفته باشم و دروغ به تو رسيده باشد ، من كسى هستم كه مىتواند از آنچه كه به دروغ به او نسبت داده باشند دفاع كند . عمر گفت : به من خبر رسيده است كه گفته‌اى « خلافت را از ما ، از راه ظلم و حسد ، دور كردند » . ابن عبّاس گفت : ظلم كردن بر ما را كه هر دانا و نادانى دريافته است « 1 » . امّا اينكه مىگويى كه من گفته‌ام حسادت كردند ؛ ابليس هم بر آدم حسد برد و ما هم فرزندان آدم هستيم . عمر گفت : دور است دلهاى شما بنى هاشم ؛ چيزى در آن نيست مگر حسدى كه از قلب شما بيرون نمىرود و كينه و غشى كه زائل نمىشود و هميشه خواهد ماند . ابن عبّاس گفت : يا امير المؤمنين ، آرام باش . گفتى بنى هاشم اين‌چنين‌اند . پيامبر از بنى هاشم است و خدا فرموده است :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
[ احزاب / 33 ] .
هامش
( 1 ) . با كارهايى كه حضرت زهرا ( س ) تا هنگام دفنش كرد ، حقيقت بر هيچيك از اهل آن عصر كه اخبار به آنان مىرسيد مخفى نماند .