كردهاند و كار از كار گذشته است !
بارى ، على ( ع ) در آنوقت بيعت نكرد و به خانه خود بازگشت « 1 » .
همچنين ابو بكر جوهرى نقل كرده است : چون فاطمه ( س ) ديد كه با على ( ع ) و زبير چه كردند ، بر در حجرهء خود ايستاد « * » و رو به ابو بكر كرد و گفت : « اى ابو بكر ! چه زود در مقام نيرنگ با خانوادهء پيامبر خدا ( ص ) برآمديد ! به خدا قسم كه تا زندهام با عمر سخن نخواهم گفت » « 2 » .
در روايت ديگر آمده است : فاطمه ( س ) ، درحالىكه بهشدّت مىگريست ، از خانه بيرون آمده ، مردم را پس مىزد و از خانه دورشان مىكرد « 3 » .
يعقوبى نيز ، در تاريخ خود ، مىنويسد : فاطمه ( س ) از خانهاش بيرون آمد ، و خطاب به مهاجمانى كه آن را اشغال كرده بودند ، گفت : از خانهام بيرون مىرويد ، يا كه ، به خدا قسم ، سرم را برهنه مىكنم و به خدا شكايت مىبرم . با شنيدن اين تهديد ، مهاجمان و ديگرانى كه در خانه بودند بيرون رفتند و آنجا را ترك كردند « 4 » .
مسعودى نيز ، در تاريخ خود مىنويسد :
چون كار بيعت با ابو بكر در سقيفه به پايان رسيد و روز سهشنبه ، در مسجد ، با وى تجديد بيعت شد ، على ( ع ) از خانه بيرون آمد و رو به ابو بكر
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 285 ، به نقل از سقيفهء جوهرى .
( * ) . درب خانه حضرت زهرا ( ع ) به مسجد باز مىشد .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 134 و 6 / 286 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 105 .