درگير مىشدم ؟ !
فاطمه ( س ) نيز اضافه كرد : « ابو الحسن آنچه را كه شايسته بوده انجام داده است ، ولى مردم كارى كردهاند كه ، سالها بعد ، خدا به حسابشان خواهد رسيد و بايد جوابگوى آن باشند » « 1 » .
معاويه ، در نامهاى كه براى على ( ع ) فرستاده بود ، به همين موضوع اشاره دارد ، آنجا كه مىنويسد :
ديروز را به خاطر مىآورم كه پردهنشين خانهات ( فاطمهء زهرا ) را شبانه بر چهارپايى مىنشاندى و دست حسن و حسين را در دست مىگرفتى ، در وقتى كه با ابو بكر صدّيق بيعت شده بود . و هيچيك از اهل بدر و پيشگامان اسلام را از دست ننهادى ، مگر كه به يارى خود فرا خواندى . با همسرت بر در خانهشان مىرفتى و دو فرزندت را سند و برهان ارائه مىكردى و آنان را در برابر صحابى پيامبر ( ص ) ( ابو بكر ) به يارى خود مىخواندى . ولى ، در آخر ، بجز چهار يا پنج نفر ، كسى دعوتت را اجابت نكرد . زيرا ، به جان خودم سوگند ، اگر حق با تو بود ، بىشك به تو روى مىآوردند و دعوتت را اجابت مىكردند ؛ امّا ، تو ادّعايى داشتى بى جا و باطل و سخنى مىگفتى كه كسى باور نداشت و قصد انجام كارى داشتى كه ناشدنى بود . هرچند فراموشكار باشم ، سخنت را به ابو سفيان - كه تو را تحريك به قيام مىكرد - فراموش نكردهام ، كه گفتى : اگر چهل مرد بااراده و ثابتقدم مىيافتم ، عليه آنان قيام مىكردم « 2 » .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 28 ، به نقل از سقيفهء جوهرى ؛ الامامة و السياسة 1 / 12 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 47 و 1 / 131 در چاپ اوّل مصر . امير المؤمنين ( ع ) -