كرد و فرمود : « كارهاى ما مسلمانان را تباه كردى و هيچ مشورتى نكردى و حقّ ما را ناديده گرفتى » . ابو بكر پاسخ داد : آرى ، درست است ، امّا من از بروز فتنه و آشوب مىترسيدم « 1 » .
عكسالعمل اهل بيت ( ع ) بعد از سقيفه
يعقوبى مىگويد :
گروهى دور على ( ع ) را گرفتند و خواستند با او بيعت كنند . حضرت على ( ع ) به آنان فرمود : « فردا صبح ، با سرهاى تراشيده ، همينجا حاضر شويد » . امّا ، چون صبح شد ، از آن عدّه ، بجز سه نفر ، كسى حاضر نشد « 2 » .
از آن پس ، على ( ع ) ، شب هنگام ، فاطمه ( س ) را بر چهارپايى مىنشاند و به در خانههاى انصار مىبرد و از آنان مىخواست تا وى را در بازپس گرفتن حقّش يارى دهند . فاطمه ( س ) نيز آنان را به يارى على ( ع ) مىخواند . امّا ، انصار در پاسخ ايشان مىگفتند : اى دختر پيامبر ( ص ) ، ما با ابو بكر بيعت كردهايم و كار از كار گذشته است . اگر پسر عمويت ، براى به دست گرفتن زمام خلافت ، بر ابو بكر پيشى گرفته بود ، البتّه ما ابو بكر را نمىپذيرفتيم .
على ( ع ) در پاسخ آنان فرمود : « أ فكنت اترك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ميتا في بيته لم اجهّزه و اخرج الى النّاس انازعهم في سلطانه ؟ » يعنى :
آيا ( انتظار داشتيد ) من جنازهء پيامبر خدا ( ص ) را ، بدون غسل و كفن ، در خانهاش رها مىكردم و براى به دست گرفتن خلافت و جانشينى او با مردم
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 1 / 414 ؛ الامامة و السّياسة 1 / 12 - 14 ، با كمى اختلاف .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 126 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 4 .