2 ) سخن عمر بن خطّاب به امير المؤمنين على ( ع ) :
در كنز العمّال آمده است : « . . . ان امرتهم ان يحرقوا عليك الباب » .
يعنى دستورشان مىدادم در خانهات را آتش بزنند .
اين عبارت براى اثبات مدّعا كافى است .
داستان سوزاندن در خانهء حضرت زهرا ( س ) به قدرى مشهور بوده است كه ، پس از گذشت سالها از اين ماجرا ، وقتى عبد اللّه بن زبير در مكّه بر بنى هاشم سخت گرفت تا به حكومت و فرمانروايى وى گردن نهند ، چون ايشان زير بار نرفتند و با او بيعت نكردند ، دستور داد تا كه آنان را در درّه كوهى حبس كردند و هيزم فراوانى در برابر درّه روى هم انباشتند تا همهء آنان را به آتش بسوزانند . عروه ، برادر عبد اللّه بن زبير ، در توجيه عمل برادرش ، به كار عمر ، در آتش بردن به در خانهء فاطمه ( س ) در داستان بيعت ابو بكر ، استناد كرد و گفت : برادرم اين كار را كرد فقط براى جلوگيرى از اختلاف مسلمانان و نابودى وحدت كلمه آنان ، و مىخواست كه همه ، با گردن نهادن به طاعت وى ، به كلمهاى واحده بدل شوند ؛ همچنان كه پيش از او نيز عمر بن الخطّاب همين كار را با بنى هاشم كرد ، هنگامى كه از بيعت با ابو بكر سرباز زدند ، او نيز هيزم حاضر كرد تا آنان را در خانه به آتش كشد « 1 » .
3 ) برخورد با على ( ع ) :
ابو بكر جوهرى نقل كرده است كه على ( ع ) ، در آن هنگام كه ناخواسته
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 3 / 86 ، چاپ دار المعرفة ، بيروت ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 20 / 481 ، چاپ ايران .