تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
به مسجد برده مىشد تا با ابو بكر بيعت كند « 1 » مىفرمود : « انا عبد اللّه و اخو رسول اللّه ( ص ) » . يعنى : من بندهء خدا و برادر پيامبر خدايم . سرانجام آن حضرت را به نزد ابو بكر بردند و به او پيشنهاد كردند كه با وى بيعت كند . آن حضرت در پاسخ آنان فرمود : من به حكومت و فرمانروايى از شما سزاوارترم . پس ، با شما بيعت نمىكنم ؛ اين شماييد كه بايد با من بيعت كنيد . شما اين حكومت را ، به استناد خويشاونديتان با پيامبر ( ص ) ، از انصار گرفتيد ؛ آنان هم زمام حكومت را به آن دليل ، در اختيار شما نهادند . من نيز همان دليل شما در برابر انصار را براى خودتان مىآورم . پس ، اگر از هواى نفستان پيروى نمىكنيد و از خدا مىترسيد ، دربارهء ما [ اهل بيت ] به انصاف رفتار كنيد و حقّ ما را در حكومت و زمامدارى - همان‌طور كه انصار به شما حق دادند - به رسميت بشناسيد ؛ و اگرنه ، و بال اين ستم ، كه دانسته بر ما روا داشته‌ايد ، گريبان‌گيرتان خواهد شد . عمر گفت : آزاد نمىشوى مگر اينكه بيعت كنى . على ( ع ) پاسخ داد : « اى عمر ، شيرى را مىدوشى كه نيمى از آن ، سهم تو خواهد بود . اساس حكومت او [ - ابو بكر ] را امروز محكم گردان تا فردا به تو بسپارد . به خدا قسم ، نه سخن تو را مىپذيرم و نه از او پيروى مىكنم » . ابو بكر نيز گفت : اگر با من بيعت نكنى ، تو را به آن مجبور نمىكنم .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 285 ، به نقل از سقيفهء جوهرى ؛ العقد الفريد ، به تحقيق و تعليق على شيرى 4 / 247 ( بيروت ، دار احياء التراث العربى ) ؛ صبح الاعشى 1 / 128 .