دست اوست ، بيرون مىآئيد يا خانه را با هركه در آن هست آتش مىزنم .
به عمر گفتند : فاطمه ( س ) در خانه است . گفت : باشد ، خانه را آتش مىزنم « 1 » .
حافظ ابراهيم ، شاعر مصرى ، با توجه به اين رويداد ، چنين سروده است :
و قولة لعلىّ قالها عمر * اكرم بسامعها اعظم بملقيها
حرّقت دارك لا ابقى عليك بها * ان لم تبايع و ابنة المصطفى فيها
ما كان غير ابى حفص يفوه بها * امام فارس عدنان و حاميها « 2 »
عمر سخنى به على ( ع ) گفت كه گوينده و شنوندهء آن ، هر دو ، بزرگوار و درخور تكريماند . عمر گفت : اگر بيعت نكنى خانه را بر سرت آتش مىزنم و يك تن را زنده نمىگذارم ، با اينكه دختر مصطفى در آنجاست .
اين سخن ، در برابر پيشواى رزمندگان عدنان [ يعنى قهرمان بزرگ قريش ] و سرآمد آنان ( على بن ابى طالب ( ع ) ) ، از دهان كسى به جز عمر نمىتوانست بيرون آيد .
يعقوبى ، در تاريخ خود ، آورده است :
آنها به همراه گروهى ، به خانهء على ( ع ) حمله بردند . . . در اين گيرودار ، شمشير على ( ع ) شكست « 3 » و مهاجمان جرأت و جسارت ورود به خانهء
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 1 / 12 .
( 2 ) . ديوان حافظ ابراهيم ص 82 ، چاپ مصر ، 1987 م . گفتنى است كه اين ابيات در ضمن قصيدهاى آمده كه شاعر به قصد مدح عمر بن الخطّاب سروده است . نگاه كنيد به :
الغدير ، تأليف علّامه امينى 8 / 86 .
( 3 ) . به دو دليل اين خبر صحت ندارد : الف ) پيامبر اكرم ( ص ) به آن حضرت وصيّت -