شما خود كليسا را جزء دلايل ذكر نكنيد ، زيرا مخالفين شما در مقابل قراردادها و قوانين كليسا تسليم نمىگردند .
تازه اگر شما همهء پاىها و كشيشها را جمعآورى كرديد و عصمت آنان را از گناه نيز ثابت نموديد « 1 » تا يك خبرى را نقل كنند ، اين خبر قابل اعتماد نخواهد بود و شايد گذاشتن تخم عقاب در پيشانى ستارهء عيوق آسانتر از اين كار باشد .
اين پدر روحانى مىگويد : « شخصيت حضرت مسيح داراى دو طبيعت است ، طبيعت بشرى و خصلت خدايى . چنانكه انسان داراى دو شخصيت است ، شخصيت هيولايى كه جسد اوست و شخصيت روحانى كه همان نفس اوست و همچنين داراى اعمال هيولايى است كه با جسد انجام مىگيرد مانند خوردن و آشاميدن و داراى اعمال روحانى نيز هست كه بايد با قواى عقلى مانند فكر و اراده انجام گيرد ، و در عين حال هر دو حالت به خود انسان منتسب است . همينطورعيسى داراى دو جنبه است ، جنبهء بشرى كه مرحلهء ناسوتى وى مىباشد مانند : خواب ، راه رفتن ، خسته شدن ، ولادت و مرگ . . . و جنبهء لاهوتى و اعمال الهى مانند معجزات فراوانى كه نسبت به خود يا ديگران انجام داد ، مانند تجلى در طور و زنده كردن مردگان . . . منشأ اين اعمال گوناگون يك شخصيت خدايى است كه بدون كفر و گزافگويى مىتواند بگويد « من نور عالم هستم . » « من راه راست و حق زندگى هستم . من و خدا يك هستيم . » و اگر خدايى عيسى نبود ، يهود حق داشتند عيسى را به دار بزنند و او را بكشند ، زيرا سخن به اين مهمى لايق بشر نيست . . . . »
به خداى مهربان سوگند كه اين سخن مرا تكان داد و سخت به حيرت انداخت ، زيرا من اين سه انگشت خود را مورد توجه قرار داده و آن را بهترين دليل سخن خود قرار مىدهم ، شما بگوييد : چگونه سه انگشت هيچوقت يك انگشت نمىشود ، ولى
هامش
( 1 ) . در اين مورد رجوع كنيد به تاريخ قرون وسطى و كتاب دكامرون و اعمال پدران روحانى مسيحى عصر ما . . . ( خ ) .