آنجا نشسته ، از اين جهت ترسيدند و آن جوان گفت نترسيد ، عيساى ناصرى مصلوب را مىطلبيد ؟ او برخاسته و اينجا نيست . . . » .
و نظير اين حكايت ، بلكه مشروحتر از آن ، در انجيل لوقا كتاب يوحنا آمده است و از آن چنين برمىآيد كه عيسى روز سبت ( شنبه ) دفن شده و شب يكشنبه بيرون آمده است و بدين ترتيب او فقط قسمتى از روز شنبه و مقدارى از شب يكشنبه را در آنجا مانده است « 1 » . پس اين علامت سه شبانه روز يونس پيغمبر كجاست ؟ و اين جريان چطور با گفتار او در متى مطابقت مىكند كه به طور وضوح مىگويد : « زيرا همچنان كه يونس در شكم ماهى سه شبانه روز ماند ، پسر انسان نيز در شكم زمين سه روز و سه شب خواهد بود . » « 2 » آيا اين را چيزى جز « دروغ روشن » مىتوان ناميد ؟ يا مىتوان چيز ديگرى غير از « تناقض آشكار » بر آن نام نهاد ؟ چنانكه در جملهء : « عدهء شرير از تو معجزه مىطلبند و معجزه عطا نمىشود غير از معجزهء يونس نبى » دروغ روشنى به چشم مىخورد ، براى اينكه با وجود اين قول ، انجيلها صدها معجزه از قبيل زنده كردن مردهها و شفا دادن مريضهاى زمينگير و بيماران چندين ساله مانند كور و كر و جذامى و سير كردن عدهاى بسيار با نانى مختصر و . . . براى مسيح ذكر كردهاند و معلوم نيست كه اينها با آن حرفى كه « معجزه داده نمىشود مگر معجزهء يونس نبى » چگونه سازگار است ؟ در واقع تنها اين يك سخن شامل دو دروغ آشكار و روشنى است .
اصولًا تمام اين انجيلها در كليه مندرجاتشان و در موضوع دار زدن عيسى ، خرافات عجيب و موهومات غريب و افتضاحات و اختلافات و تناقضاتى نوشتهاند كه كمهوشترين افراد ، اين چنين كارهايى را نمىكنند تا چه رسد به عقلاى كامل و
هامش
( 1 ) . انجيل لوقا ، باب 24 و انجيل يوحنّا ، باب 19 ملاحظه شود .
( 2 ) . انجيل متى ، باب 12 ، آيهء 40 .