است و همچنين دربارهء اينكه هر دوى آن دزدان يا يكى از آنان ، بهعيسى فحش مىدادند يا نه ، اختلاف دارند و راستى آنقدر از اين سخنان متناقض در اناجيل وجود دارد كه به هيچوجه جمعآورى آنها در اين مجموعه مقدور نيست و با وجود اينها ، آيا ممكن است تصور كرد كه اين كتابها در عداد كتب آسمانى باشند ؟ يا اگر كسى شعورى داشته باشد مىتواند باور كند كه اين سخنان از ناحيهء خداوند صادر شده است ؟
البته قضاوت نهايى با وجدان خودتان است و حاكم ميان ما و شما ، انصاف و تشخيص خودتان خواهد بود و پروردگار جهان بالاتر و برتر از همه است .
* * * اى مسلمان - خداوند نگهدار تو باد - هنگامى كه همكار بوم ، يعنى آن مبشر شوم ، به تو حملهور شد و گفت كه نصرانيّت را بپذير تا خداوند از گناهانت درگذرد و خطاهايت را ببخشد و اشاره كرد كه ساير انبيا به جهت اينكه هر يك به معصيتى آلودهاند و دستشان از زخم خطايى دور نمانده است ، نمىتوانند تو را رها سازند و از قيد معاصى آزادت كنند ، زيرا مسلم است كسى كه خود مجرم و خطاكار باشد هرگز نمىتواند شفيع گناهكاران يا واسطهء ديگران گردد ، چنانكه شخصى كه در زير بار خود نمىتواند قد راست كند ، ديگر ممكن نيست كه بار ديگران را به دوش بكشد ، در جوابش بگو اين سخن بنا به دلايلى چند ، گزاف و ياوه است :
1 . هرگز قبول نداريم كه يكى از پيامبران خدا مرتكب گناه و يا خطايى شده باشند ، تا چه رسد به اينكه تمام انبيا گرفتار معاصى باشند ، چون همهء آنان معصوم پاكدامناند و از لوث معاصى پاك و مبرا هستند و البته به ميزان مجاهدتها و فضيلت و اخلاص و عظمت معرفتشان ، در درگاه الهى مراتب قرب و منزلتشان نيز متفاوت است و هر مطلبى كه در قرآن شريف در مورد انبيا ذكر شده باشد كه از ظاهر آن نسبتِ معصيت بر پيغمبران مستفاد است ، آن محمول بر خطاست نه خطيئه ( و فرق بين اين دو بر هر
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص١١٤