اوست و اينكه براى بدست آوردن آنها بايد از حسن اقتصاد و ميانهروى استفاده و از خدا كمك بخواهد كه جز كمك او وسيلهء ديگرى براى وصول به اين هدف ميسر نخواهد بود .
فصل هشتم در مورد توبه
كسى كه توبه از گناه را به تأخير بيندازد مغرورى مىشود و هركس كارى را به آينده بسپارد نشانهء سرگردانى است و خدا را علت تاخير انداختن موجب هلاكت و بيچارگى است و اصرار بر گناه باعث ايمنى از مكر خداست و بجز از مردم زيانكار ديگران از مكر او خود را در امان نمىدانند .
اخبارى كه مشتمل بر كلمات حكمتآميز آن حضرت است در خصوص علم و حكمت و بيان حقايق الهى و ادله استوار و پارسائى و پند و اندرز و فنون علمى بيشتر از آن است كه به زبان آورد يا در كتاب نوشت و ما به همين مقدار اكتفاء كردهايم و نظر ما را تأمين مىكند و خدا توفيق دهنده حق و صوابست .
فصل نهم [ : سروده سيد اسماعيل حميرى در ستايش آن حضرت ]
سيد اسماعيل حميرى كه از شاعران نامى عصر آن حضرت بوده است نخست مذهب كيسانيه « 1 » را داشت و هنگامى كه متوجه شد كه حضرت از مذهب او بيزارى مىجويد دست از آن برداشت و به آئين جعفرى رو آورد و اشعارى بدين مضمون در ستايش آن حضرت و بازگشت از مذهب قديمى خود سرود :
اى مسافرى كه با شترى قوى و تندرو بيابانها را مىپيمائى و به سوى مدينه حركت مىكنى چون به هدايت خدا وارد مدينه شدى و به ديدار جعفر عليه السّلام نائل آمدى ، بگو اى دوست خدا و اى پسر كسى كه داراى اخلاق پسنديده است ؛ به سوى خدا بازگشتم و از تو مىخواهم در پيشگاه خدا از من شفاعت كنى تا گناه چندين هنگام كه همواره درباره آن مىكوشيدم ببخشايد و چنان كه مىدانيد گفتار من راجع به پسر خوله از نظر ديانت به او و دشمنى با شما نبوده ليكن از وصى محمّد كه هيچگاه دروغ نمىگفته شنيدهايم كه ولى امر ساليان چندى مانند آدم بيمناك پنهان مىشود و به جايى مىرسد كه بايد اموال او را تقسيم كنند كه گويا در آسمانهاى بلند مخفى شده در حالى كه اگر بفرمائى چنان گفتار تو حق و فرمان تو بدون تعصبى قابل اجرا است و پروردگار عالم شاهد است فرمان تو بر تمام بندگان از گنهكار و ثوابكار حجت است كه بفرمائى ولى امر ( حضرت مهدى ) كه از ديدن او خوشحاليم كسى است كه غيبت او طولانى است و چون ظهور كند شرق و غرب عالم را پر از عدل خواهد كرد .
از اين اشعار استفاده مىشود سيد اسماعيل از مذهب خود دست برداشته و بر مذهب جعفرى روى آورده و ثابت كرده كه دعوت به امامت در روزگار آن حضرت از طرف شيعه علنى بوده و او قائل به غيبت امام زمان عليه السّلام و غيبت يكى از نشانهاى اوست كه اماميه به او معترفند .
هامش
( 1 ) - اعتقاد به امامت محمّد حنفيه برادر امام حسين عليه السّلام بعد از ايشان است .