خدا با خود اطلاع حاصل كرد به نعمتهاى او پى برده و چون دانست كه چنين نعمتى خدا به او عطا كرده بر او لازم است از خداوند و نعمتهايش سپاسگزارى نمايد و زمانى كه شكر نعمتهايش را به جا آورد لازم است بر بنده كه مراد خداوند از اين نعمت چه بوده تا مطابق با خواسته و دستور او فرمانبردارى كند و زمانى كه لازم شد طاعتش ، واجب است بر بنده شناخت كارهائى كه او را از اين دين پروردگار خارج مىسازد تا از آنها دورى نمايد و با كمال اخلاص و بندگى فرمانبردارى و از نعمتهاى او سپاسگزارى كند .
فصل چهارم از سخنان آن حضرت در يكتائى و بىنيازى خدا
به هشام بن حكم فرمود : خداى متعال مانند چيزى نيست و چيزى هم مثل او نمىباشد و آنچه به وهم و خيال تو آيد و آن را خدا محسوب مىكنى بر خلاف واقع است .
فصل پنجم از سخنان حضرت در مورد عدل خدا
به زرارة بن اعين فرمودند : خبر دهم تو را در مورد قضا و قدر خداوند ؟ عرض كردم : آرى ، فدايت شوم .
فرمود : چون روز قيامت شود خداى متعال مردم را در صحنهء قيامت گرد هم مىآورد و از پيمانى كه بين خلق و خالق بوده سوال مىكند ولى سوال نمىكند از آنچه بر مردم حكم كرده است .
فصل ششم از سخنان حكيمانه آن حضرت
هركسى نيت هر كارى را داشته باشد به آن نمىرسد و هركسى توانائى بر انجام كارى دارد براى انجام آن توفيق حاصل نمىكند و هركس كه براى او توفيق حاصل شد به هدف نزديك نمىگردد بله هرگاه نيت ، توانائى و رسيدن به هدف براى شخصى حاصل شد بداند نيكبختى او به حد كمال رسيده و او سعادتمند است .
فصل هفتم [ : توجه دادن مردم به امور دين و شناخت اولياء خدا ]
از سخنان آن حضرت كه مردم را به امور دين و شناخت اولياء خدا وادار مىسازد : تا مىتوانيد دقت كنيد در مورد امرى كه نبايد از آن جاهل باشيد و خود را نصيحت كنيد و براى بدست آوردن كارى كه اگر در رسيدن به آن قدم نادانى برداريد عذرى نداريد تلاش كنيد ، زيرا دين خدا اركانى دارد كه اگر كسى به ظاهر آن بپردازد و به اركان توجهى نكند و جاهلانه از ظاهر دين استفاده نمايد به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد و كسى كه از آن اركان اطلاع و آگاهى پيدا كند زيانى نخواهد كرد بلكه به نفع