حضرت در پاسخ ابن ابى العوجاء فرمودند : كسى كه خداى متعال او را گمراه و چشم دل او را نابينا و حق را ناچيز مىپندارد و در هنگام لغزشها به او پناهنده نمىشود او دوستدار شيطان و هم با او همكارى و همراهى مىكند و پروردگار عالم او را رها ساخته و او را در پرتگاههاى نيستى كه راه نجاتى نيست مىاندازد و نابود مىكند .
و تو از آنجا كه اطلاعاتت اندك و از نعمت بندگى محروم و توجهى به اين خانه ( كعبه ) ندارى و او را به حقارت مينگرى با اينكه خداى منان اين خانه را وسيله عبادت و بندگى خود قرار داده تا بندگان را مورد آزمايش قرار دهد و به همين مناسبت مردم را به احترام و زيارتش وا داشته و آن را قبلهء نمازگزاران قرار داده بنابراين اگر كسى مىخواهد خداوند از او راضى و از گناهانش درگذرد بايد از اين خانه احترام نمايد زيرا اين خانه از بناى كمال استوار شده و مجمع عظمت و جلال خداست . آنان را از قبل از دحو الارض به دو هزار سال آفريده بنابراين هر كسى خود را بنده او مىداند بايد از اوامر او اطاعت و از نواهى او اجتناب نمايد خداى متعال است كه ارواح و صورتهاى موجودات را آفريد ، ابن ابى العوجاء گفت : پاسخ دادى ولى اى ابا عبد اللّه سرانجام حواله به غايب كردى ، حضرت فرمودند : از كجا فكر مىكنى كه حواله بغايب نمودم و چگونه ممكن است خدا را غايب بودن ، با آنكه او در همه جا هست و به اعمال آفريدگان شاهد و ناظر و از رگ گردن به آنها نزديكتر است .
چنان كه گفتارشان را مىشنود و از رازهايشان باخبر و هيچ مكانى از او خالى نيست و محل معينى ندارد و مكانى نزديكتر از مكان ديگر نمىباشد شاهد بر اين بيان آثار خداوند متعال است ، سوگند به آن كسى كه نشانهاى او استوار است در همهجا ظاهر و دلايل روشن او در همهجا هست اين عبادت و امثال آن را كه مىبينى و شنيدهاى از پيش خود درست نكرده بلكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه خاتم پيغمبران و از جانب حق مبعوث گرديده ما را به آن مامور داشته و اينك از اين بيانات اگر چيزى براى تو واضح نشده سوال كن تا توضيح دهم كه هيچ شبهه و شكى برايت باقى نماند .
ابن ابى العوجاء هنگامى كه ياران خود را ملاقات مىكرد با كمال تاسف به آنها گفت : از شما خواستم تا مرا به يكى از افراد مسلمان معرفى كنيد و بر او پيروز شوم و شما برعكس مرا به پيكار دلاور دانا و دانشمند توانائى فرستاديد كه بر اثر غالب شدن او بر من و شرمسارى من ، مثل آن است در تنور آتش افتاده و سراپاى من سوخته است . يارانش با كمال بىاعتنائى به وى گفتند : ساكت شو : سوگند به خدا ما را رسوا كردى امروز و تا به حال كسى را همانند تو نديدهايم كه در مجلس او بيچاره شود .
پاسخ داد : آيا اين سخنان را براى من مىگوئيد و مرا بيچاره و شرمسار مىپنداريد با اين مرد ؛ او فرزند همان كسى است كه سرهاى همهء اين مردم كه در اين صحراى سوزان گرد آمده و از يار و ديار خود دور افتادهاند تراشيده است .
گويند ابو شاكر ديصانى روزى در مجلس امام صادق عليه السّلام شرفياب شد و عرضه داشت : تو يكى از ستارگان درخشان آسمان علم و دانشى و پدرانت نيز ماههاى تمام درخشان آسمان معرفت و كمال
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٠٥